ازروشنفكري تا مجاهدي بصير
زیبایی شناسی جهان؛ به روایت رمضان
عاشورا درعصر صنعت فرهنگ
هویت شیعی در پرتو دکترین مهدویت و تربیت عاشورایی درعصر جهانی شدن
نوشتارفوق درصدد است به طور اجمالی اما تحلیلی به تامل درباب "کیسی ما"بپردازد.این که ما "که بودیم"ودرچنین شرایط تاریخی که تقدیر مارا با تجدد –این مهمان ناخوانده!-پیوند زده "کیستیم؟"ودرحقیقت "که باید باشیم ؟"وبراساس چه پویش تاریخی میتوانیم یک "بازگشت یه خویشتن داشته باشیم؟"وچه امیدهایی را درسایه توانایی های تاریخی و فرهنگی برای خود ترسیم کنیم؟بی شک راقم این سطور مقاله کنونی را تنها مقدمه و مدخلی برای ورود به بازکاوی تاریخی هویت اسلامی ایرانی-شیعی در پرتو دکترین مهدویت و تربیت عا شورایی قل
آدمی از ابتدای خلقت هویت مند بود و هویت گرا و تنها موجودی است که از حقیقت و ذات و کیستی خود پرسش می کند و به جستجوی گذشته تاریخی خویش بر می آید و ذات انسانیت خویش را در "هویت " می دید که در هم صحبتی با خدا و ساکن بهشت بودن قلمداد می شد که البته همراه با بندگی خدا بود چنانچه قرآن کریم می فرماید "در عالم ذر از هم انسانها بیعت گرفتیم که آیا من خدای شما نیستم ؟همه گفتند: بلی!" از این سبب بود که پس از هبوط گریست و تا آخرین انسان روی زمین در آرزوی بهشت موعود خواهد بود هر چند بهشتی که از آن هبوط کرد امکان بازگشت آن نیست اما بهشتی که به او وعده داده شده، این بهشت نه نتیجه عمل بلکه مأوای واقعی او محسوب می شود :
مداد می کند و باشد اهل فضل ما را در جهت جستجوی حرکت اصیل تاریخی راهنما باشند.
عاشورابسط دهنده حقیقت دینی
وقتی تصمیم گرفتم در باب عاشورا بنویسم اولین مسئله که به ذهنم خطور کرد این بود که شاید خواننده محترم تصور کند ما دیگر در محرم نیستم و عاشورا تمام شد و بهتر بود در باب اربعین چیزی نوشته می شد...لذا تصمیم گرفتم به این موضوع مهم بپردازم.
همه ما از زبان امام را حل شنیده ایم که فرمودند محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و محرم قلب اسلام است و امام امت نیز با تکیه بر عاشورای انقلابی دست به انقلاب عاشورایی زدند و مبنای نظری انقلاب ما و الگوی عظیم انقلابمان امام حسین و عاشورا بود. این به آن معناست که اگر ما مسلمانیم و دینمان اسلام است دارای یک جهان بینی کاملی هستیم که بر همه شئون زندگیمان – اعم از فردی و اجتماعی و مادی و معنوی – سایه افکنده است و این دین ایدئولوژی ماست که نسبت ما را با جهانی که در آن هستیم و پدیدهایی که با آنان ارتباط داریم مشخص میکند و اگر عاشورا قلب این ایدئواوژی است ما نباید با آن برخورد مقطعی و سطحی کنیم و صرفا آن را به عنوان یک حادثه به حساب بیاوریم. چرا که عاشورا باید در نگرش و بینش ما یک فرهنگ باشد نه یک اتفاق که ما را شکل می دهد
زینب پیامبرزن
شا یددرابتدااین عنوان برای خواننده گرامی کمی سئوال برانگیز باشد؟زینب (س)که پیامبرنبود پس ذکراین عنوان به چه معنی است؟!نگارننده نیز با خواننده گرامی همسخن بلکه یک سخن است!اما مقصود راقم این سطور از آوردن کلمه پیامبر برای این بانوی بزرگ به معنی ابلاغ رسالت دین جدید نیست چراکه با بعثت پیامبراسلام(ص)ماشاهدختم نبوت هستیم.چنانکه این ختم نبوت بارها درقرآن ذکرشده پس این کلمه اینجا معنای استعاری (کارپیامبری )راداردبه نحوی که درسطوربعدی تلاش میشوداین(کارپیامبری)بازگوشودوحقیرتصورمیکند
دوستان نیز بااودراین نامگذاری همعقیده باشند.درحدیثی شنیده ایم که سه چیز باعث رشدوبالندگی اسلام شد:
1-محبت پیامبر(ص)2-ثروت حضرت خدیجه(س) 3-شمشیرحضرت علی(ع)(مقصود از شمشیربنابرانچه که برخی شرق شناسان واسلام شناسان درنظرگرفته اند خشونت وپذیرش اسلام ازطریق شمشیروتحمیل ان به دیگران نبود بلکه این جهاد چنانچه قران هم اشاره کرده جنبه تدافعی داشته است.)