بنيادگرايي (تروريسم) ريشه در مدرنيته دارد؟!

مرحوم شريعتي به نقل از ژان پل سارتر، نقل مي‌كرد:«ما روشنفكران جهان سوم را سالي يكبار دعوت مي‌كنيم و در اين مجمع به آنها مي‌فهمانيم كه چطور بايد بينديشند و. .. آنان در كشورهاي خويش بلندگوي ما مي‌شوند...» طبيعي است كه در چنين حالتي آنها بايد مقلِد باشند تا مقلَد در حالي كه در جامعه خودشان پوز روشنفكري و انتلكتوئلي سر مي‌دهند و مي‌گويند: «روشنفكري يعني نقادي! ما اهل علميم و حوزه هست‌ها از بايد‌ها منفك است!!!»
ادامه نوشته

ازروشنفكري تا مجاهدي بصير

تا كنون فلاسفه جهان را تفسير مي‌كردند، حال صحبت برسر تغيير آن است!» اين جمله ماركس را اهل انديشه از بر هستند جمله فوق نه تنها منجر به تغيير مسير تاريخ گرديد بلكه مبين نكته ديگري نيز بود كه از نظر بسياري مغفول ماند ماركس در اين جمله بر عمل‌گرايي روشنفكر و تقدم عمل بر نظر اشارت داشت، به راستي نظر و عمل چيستند و چه رابطه‌اي با هم دارند؟
ادامه نوشته

زیبایی شناسی جهان؛ به روایت رمضان

ـ خداوند تبارک و تعالی جهان را به بهترین شکل آفرید لذا اگر قرار بود جهان به بهترین شکل ممکن آفریده شود همین جهانی است که شاهد آن هستیم البته عده ای از فیلسوفان ملحد و متکلمین و حتی فلاسفه اسلامی پیرامون مقوله شر یا شرور بحثهایی کرده اند چون: عدم بودن شرور یا معنا دار کردن جهان جهت ایجاد قوه اختیار در انسان برای گزینش راه ها در زندگی، همین طور بحثهای دیگری که از مجال این نوشتار بیرون است و به موضوع ما مربوط نمی شود به این مسئله اشاره کردیم که جهان کنونی بهترین جهان است لذا می توانیم به این نتیجه برسیم که زیباترین جهان نیز هست چرا که خداوند در کنار اسماء جلال اسماء جمال نیز دارد چنانکه در عرفان اسلامی زن به زعم ابن عربی اسم لطیف و جمال خداوند محسوب می شود. این زیبایی ها صرف زیبایی مادی نیست بلکه زیبایی معنوی است و این زیبایی باز در اندیشه اسلامی هم وحدت وجودی هم تجلی وجودی معرفی شده است به این معنی که از کثرت به وحدت و از وحدت به کثرت سیر می
ادامه نوشته

عاشورا درعصر صنعت فرهنگ

هیدگر حکیم بزرگ آلمانی درادامه نیچه  درسخنرانی  معروفش از مرگ ارزشها ومسخ وفسخ ونسخ همه چیز گذشته گفت.سالها بعد درمصاحبه ای با اشپیگل از حاکمیت سایبرنتیک وتبدیل همه چیز به داده خبرداد.ونهایت اینکه جهان به سمت آمریکائیزه شدن پیش می رود اما می توان به باریک راهی برای فرارفتن از این معبر دوزخین قائل شد!او درنامه خود به هوسرل با لحنی پیامبرگونه از رخداد عظیمی که قراراست سرنوشت بشری را از چنگال مدرنیته برهاند سخن گفت هرچند درجایی دیگر نسخه را غربی پیچانده بود اما تمنای جهان غیر غربی را از نظر دورنداشت.هنوز چند سالی از مرگ این حکیم آلمانی نگذشته بود که شاگرد او کربن مسلمان شد وخودرا شاگرد امام زمان نامید ودرمعرفی دکترین شیعه به غرب نقش قابل توجهی از خویش  نشان دادو انقلاب اسلامی با الگو برداری از عاشورای امام حسین (ع)به رهبری امام خمینی (ره)در سال ۱۳۵۷ رخ دادو غرب را لرزاند تا جایی که فوکو-تاثیرپذیرفته از هیدگرونیچه- از اندیشمندان پست مدرن غربی را به خود جلب کرد وحاصل آن دوجلد کتاب از فوکو شد که انرا انقلابی برای خدا دانست.با این ایماژها-
ادامه نوشته

هویت شیعی در پرتو دکترین مهدویت و تربیت عاشورایی درعصر جهانی شدن

نوشتارفوق درصدد است به طور اجمالی اما تحلیلی به تامل درباب "کیسی ما"بپردازد.این که ما "که بودیم"ودرچنین شرایط تاریخی که تقدیر مارا با تجدد –این مهمان ناخوانده!-پیوند زده "کیستیم؟"ودرحقیقت "که باید باشیم ؟"وبراساس چه پویش تاریخی میتوانیم  یک "بازگشت یه خویشتن داشته باشیم؟"وچه امیدهایی را درسایه توانایی های تاریخی و فرهنگی برای خود ترسیم کنیم؟بی شک راقم این سطور مقاله کنونی را تنها مقدمه و مدخلی برای ورود به بازکاوی تاریخی هویت اسلامی ایرانی-شیعی در پرتو دکترین مهدویت و تربیت عا شورایی قل

آدمی از ابتدای خلقت هویت مند بود و هویت گرا و تنها موجودی است که از حقیقت و ذات و کیستی خود پرسش می کند و به جستجوی گذشته تاریخی خویش بر می آید و ذات انسانیت خویش را در "هویت " می دید که در هم صحبتی با خدا و ساکن بهشت بودن قلمداد می شد که البته همراه با بندگی خدا بود چنانچه قرآن کریم می فرماید "در عالم ذر از هم انسانها بیعت گرفتیم که آیا من خدای شما نیستم ؟همه گفتند: بلی!" از این سبب بود که پس از هبوط گریست و تا آخرین انسان روی زمین در آرزوی بهشت موعود خواهد بود هر چند بهشتی که از آن هبوط کرد امکان بازگشت آن نیست اما بهشتی که به او وعده داده شده، این بهشت نه نتیجه عمل بلکه مأوای واقعی او محسوب می شود :

مداد می کند و باشد اهل فضل  ما را در جهت جستجوی حرکت اصیل تاریخی راهنما باشند.

ادامه نوشته

عاشورابسط دهنده حقیقت دینی

وقتی تصمیم گرفتم در باب عاشورا بنویسم اولین مسئله که به ذهنم خطور کرد این بود که شاید خواننده محترم تصور کند ما دیگر در محرم نیستم و عاشورا  تمام شد و بهتر بود در باب اربعین چیزی نوشته می شد...لذا تصمیم گرفتم به این موضوع  مهم بپردازم.

همه ما از زبان امام را حل شنیده ایم که فرمودند محرم و صفر است که اسلام  را زنده نگه داشته است و محرم قلب اسلام است و امام امت نیز با تکیه بر عاشورای انقلابی دست به انقلاب عاشورایی زدند و مبنای نظری انقلاب ما و الگوی عظیم انقلابمان امام حسین و عاشورا بود. این به آن معناست که اگر ما مسلمانیم و دینمان اسلام  است دارای یک جهان بینی کاملی هستیم که بر همه شئون زندگیمان – اعم از فردی و اجتماعی و مادی و معنوی – سایه افکنده است و این دین ایدئولوژی ماست که نسبت ما را با جهانی که در آن هستیم و پدیدهایی که با آنان ارتباط داریم مشخص میکند و اگر عاشورا قلب این ایدئواوژی است ما نباید با آن برخورد مقطعی و سطحی کنیم و صرفا آن را به عنوان یک حادثه به حساب بیاوریم. چرا که عاشورا باید در نگرش و بینش ما یک فرهنگ باشد نه یک اتفاق که ما را شکل می دهد

ادامه نوشته

زینب پیامبرزن

شا یددرابتدااین عنوان برای خواننده گرامی کمی سئوال برانگیز باشد؟زینب (س)که پیامبرنبود پس ذکراین عنوان به چه معنی است؟!نگارننده نیز با خواننده گرامی  همسخن بلکه یک سخن است!اما مقصود راقم این سطور از آوردن کلمه پیامبر برای این بانوی بزرگ به معنی ابلاغ رسالت دین جدید نیست چراکه با بعثت پیامبراسلام(ص)ماشاهدختم نبوت هستیم.چنانکه این ختم نبوت بارها درقرآن ذکرشده پس این کلمه اینجا معنای استعاری (کارپیامبری )راداردبه نحوی که درسطوربعدی تلاش میشوداین(کارپیامبری)بازگوشودوحقیرتصورمیکند

دوستان نیز بااودراین نامگذاری همعقیده باشند.درحدیثی شنیده ایم که سه چیز باعث رشدوبالندگی  اسلام شد:

1-محبت پیامبر(ص)2-ثروت حضرت خدیجه(س) 3-شمشیرحضرت علی(ع)(مقصود از شمشیربنابرانچه که برخی شرق شناسان واسلام شناسان درنظرگرفته اند خشونت وپذیرش اسلام ازطریق شمشیروتحمیل ان به دیگران نبود  بلکه این جهاد چنانچه قران هم اشاره کرده جنبه تدافعی داشته است.)

ادامه نوشته