مرگ اندیشی ازمنظر هایدگر وامام علی(ع)(1)
افلاطون فلسفه را تمرین مرگ خوانده بود!اگر مرگ را از زندگی بشر حذف کنیم ناخواسته زندگی را نیز نفی کرده ایم چرا که مرگ از سویی دراندیشه دینی مارا به ساحتی از عالم خواهد برد واز دیگر سو پایان ادمی-دراین جهان مادی -محسوب می شود.انسان همیشه به مرگ فکر می کرده واین پدیده برای او بسیار پرسش برانگیز،غریب وگاه هراس انگیز به نظر می رسیده است.درروایات دینی از زبان بزرگان دینی به مرگ اندیشی دعوت شده ایم وبعضا یکی از دونشانه مومن بودن مرگ اندیشی معرفی شده است.با تفکردینی می توان برروزمرگی چیره شد وبا مرگ اندیشی وجهاد فاتح شد چرا که نیهیلیزم ذات مدرنیته است که همه را چون بیماری واگیردارخطرناکی می گیرد!اندیشه جهادی درتفکردینی ادمی را به ساحتی فراتراز این جهان خواهد برد که مرگ را مقدس می داندنه پدیده ای زشت که باید ازان گریخت یا انرا نفی کرد یا به فراموشی سپرد!دراندیشه دینی مرگ یک مرحله قلمداد می شود که ادمی انرا تجربه می کند.این نوشتاردرصدد است به طور اجمال ودر حد بضاعت به مرگ اشاره کند وتاملی بر جایگاه این مقوله از منظر هایدگر و امام علی (ع)داشته باشد.هیدگر شاید مرگ اندیش ترین متفکر غربی باشد که به مرگ از دریچه ای دیگر نگریسته .
ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 10:46 توسط حسین پائین محلی
|