شعروانتظار

نزار قبانی از شاعران محبوب و معروف معاصر-بعدا در مورد او بیشتر خواهیم گفت-می گوید (شعر انتظار آن چیزی است که انتظارش نمی رود!)پس اگر شعر رو مساوی انتظار و انتظار خلاف آمد عادت بدانیم چیز نامتعارفی نگفتیم!از آن جهت که شعر کشف است که تنها برای شاعر روی می دهد خلاف عادت تلقی میشود که مارا از روزمرگی نجات می دهد و به خودمان نزدیک می کندو ورای زمانه می برد و از آن جهت که انتظار است به شرایط کنونی اکتفا نمی کندو روح معترض دارد.لذاذات شعربا انتظارواعتراض عجین است و شعر انتظار به عنوان شاخه ای از شعر آئینی محسوب می شود که مارا به حقیقت خویش و شعر وزبان رهنمون می شود تا با حضوروظهور انسان کامل انسان به ذات حقیقی خود بازگرددوآن زیستی اصیل است که درگرو عبوراززمان فانی است :جهان فانی و باقی فدای شاهدو ساقی-که سلطانی عالم راطفیل عشق می بینم...(ادامه دارد)

زیبایی از نظر حافظ(1)

تولستوی در کتاب هنر چیست لیست طویلی از تعاریف در باب حقیقت هنر را می اورد و بعد می گوید ظاهرا باید هنر را مساوی زیبایی دانست اما به راستی زیبایی چیست؟قدما هنررا مساوی کمال می دانستندو فضائل ۵گانه برای آن قائل بودند واین زیبایی را صورت هنر تعریف می کردند که البته به معنی کارکرد امروزیش تلقی نمی شد(امروزه مدرنیته غایت هنر واثر هنری رادر لذت بردن تعریف می کند که باید مصرف شود واین لذت هم مادی است وناشی از بینش عملگرایانه(پرگماتیستی)به همین دلیل هنر امروز تبدیل به تجارت شده!اندیشمندان مکتب فرانکفورت مثل هورکایمر و آدرنو از صنعتی شدن فرهنگ در نظام سرمایه داری حرف می زنندو مارکوزه وهایدگر نیز به نقد کالایی شدن فرهنگ پرداختند.هنر به یک وجهی مساوی فضیلت است ودر وجهی دیگر زیبایی قلمدادمی شود اما این زیبایی عین  حقیقت بر انسان ظهورو بروز داشته و انسان را به آزادگی می رسانده وکمال اخلاقی را برای انسان رقم می زده . ..


ادامه نوشته