اقتصادوکاردراندیشه اسلامی وغربی(مارکسیسم ولیبرالیزم)

وبردرتحلیل خود از تاثیر فرهنگ براقتصاد براین نکته اشاره می کرد که به دلیل تاکید اسلام برزهد وقناعت  اسلام با سرمایه داری همخوانی ندارد درحالی که ردینسون درتحقیقاتش به این نتیجه رسید که اسلام با سرمایه داری درتضاد نیست.دراندیشه غربی چه درمارکسیسم چه لیبرالیزم -به اشکال مختلف-اقتصاد محوراست وسرمایه اصل قلمدادمی شودومبنای مشروعیت سرمایه داری است وهمه چیز تبدیل به سرمایه می شود حتی تن ادمی اعم از مرده وزنده!-جهت بهره برداری جنسی وازمایش از اجساد-درمارکسیسم سرمایه دست حزب حاکم است ودرسرمایه داری یک اقلیت سرمایه دار.اما دراندیشه اسلامی باید کارمحورباشد انهم نه هرکاری!کارباید مبنای مشروع داشته باشد. مثلا ربا حرام است چون تلاشی برای ان شکل نگرفته است(ادامه دارد)

ادامه نوشته

زمان دراندیشه ایرانی

زمان برای انسان معنا دارد نه حیوان،اگرچه گذرزمان برجهان مادی وحیوان تاثیرمی گذارد اما حیوان مرگ ندارد بلکه نهایت دارد وبه تعبیرفردید(ره)سقط می شود.مادونوع زمان داریم که غایت وماهیت انان با هم درتقابل با یکدیگرند.زمان باقی وزمان فانی:

ادامه نوشته

بهاریه درشعرفارسی

شاعران همواره درباب طبیعت ودگرگونی دران اندیشیده اندواین دگرگونی نه تنها درشعر انان بلکه درزندگی انان نیز نمود داشته است.بهارازسویی اغاز زندگی است واز سویی دیگر چون رستاخیز حقیقی جان  درروایات از ان نام برده شده واز این حیث تاثیرگذاری بهاردراندیشه وجهان بینی شاعران که زیستواره انان را تبیین وتعریف میکند نقش کلیدی دارد. تنها فصلی که اینگونه مورد توجه شاعران کلاسیک قرارگرفته وبه نزدیکی این ارتباط-تشابه ان به محشر-اشاره شده بهاراست هرچند پاییز وزمستان نیز از نگاه شاعران دورنمانده-مثل شعر منوچهری با مطلع:خیزیدوخز اریدکه هنگام خزان است/بادخنک ازجانب خارزم وزان است!-درنوشتارکنونی به نمونه هایی  اشاره خواهد شد.(ادامه دارد)

ادامه نوشته

تاملی حکمی درباب نوروز

تقدیم به عمو نوروز دوست پدرم که یک چشمش را درجنگ تحمیلی از دست داد وعید امسال چراغ چشم دیگرش خاموش شد اما چراغ دلش از خورشیدپرنورتراست 

خداوند  هرسال را چهارفصل قرارداده  که با چهارطبع یا مزاج آدمی هم سویی دارد  ونکته مهم اینجاست که طبع بسیاری از انسانها ابتدابهاری است که بهترین طبع نیز هست.علی رقم نامهای مشترک  فصول درفرهنگ های مختلف ،نامهای متفاوتی برای ماه ها نهاده شده.هرقومی بنابرریشه های خود فصلی را سرآغاز سال می داند، مثلا غربی ها زمستان را وایرانی ها بهار را سرآغاز تاریخی خود می دانندکه درروایات نیز از آن به کرات یاد شده

ادامه نوشته