انقلاب ا سلامی وغرب،از تقابل ماهیتی تا جدال ساختاری و تمدنی

 

تقدیم به دکتر حسن روحانی

درطول تاریخ شاهد ظهوروبروز تمدن های مختلف درادوارتاریخی  بوده ایم.تمدنهای قدیم درکنار تعامل با دیگر تمدن ها ماهیت فرهنگی وتاریخی وقومی خودرا حفظ می کردند وباوجود وحدتی که درتمدنها مشاهده می کردیم کثرت نیز درجهان بشری وجود داشت وسیر،حرکت از وحدت به کثرت واز کثرت به وحدت بودودراصطلاح نظاره گر تعامل تمدنی بودیم. ومردم نیز درجامعه خود درساحت فرهنگ زندگی می کردند.امادرغرب بعد از دوران رنسانس فضای غرب به سمت وسویی رفت که خلاف حکمت الهی بود وآن حرکت درمسیر اشقیابود نه درجهت انبیائ واولیا.(ادامه دارد)

ادامه نوشته

انقلاب ا سلامی  وتکنوکراتیسم

تقدیم به شهید آوینی، هم اوکه از زبان امام به من آموخت"انتظاردرمبارزه است واینکه شایدجنگ تمام شده باشدامامبارزه همچنان ادامه دارد

 انقلاب اسلامی وتکنوکراتیسم

تکنوکراسی چیست؟چه نسبتی را با تفکر ما-انقلابی اسلامی-دارد؟ انقلاب اسلامی درطی مسیر خود ناگزیراز تکنوکراسی بوده واست؟آیامی توان به تکنوکراسی اسلامی قائل بود؟چه نسبتی بین آرمان های انقلاب اسلامی با مدیریت تکنوکراتها وجود دارد؟چه رابطه ای بین مدیریت علمی با مدیریت دینی وجود دارد ونهایت اینکه چه باید کرد؟

ادامه نوشته

انقلاب ا سلامی  به روایت پست مدرن بانگاهی به آرائ فوکو

رویداد انقلاب سال 57 با ماهیتی اسلامی وفرهنگی به امامت یک روحانی این پیام را به غرب مخابره کرد که درسپهر اطلاعاتی غرب ودرعصر به اصطلاح مدرن  انقلابی معرفتی درعرصه اجتماعی درپارادایمی غیر مدرن رخ داد که این انقلاب شعارش "نه شرقی ،نه غربی،جمهوری اسلامی "بود وبه زعم گیدنز این اتفاق بزرگ تاریخی  که درعالم متجدد به ثمر نشسته بود پیامی جز شکاف بزرگ درخرگاه نظام تجدد نبود.ژیژیک نیز به عنوان یک پست مدرن دریافته بود  که انقلاب ایران نه درفرهنگ سیاسی چپ می گنجد نه سرسازگاری با نظام سرمایه داری را دارد بلکه با نگاه توحیدی (ادامه دارد)
ادامه نوشته