وجود وزمان دومقوله اساسی هستند که هرانسانی باید نسبت خویش با آنها راتعریف کند وبه  تبیین رابطه با انها درزیسجهان-با زیستجهان-خویش بپردازد.کنکاش درباب بررسی وضعیت تاریخی وکوشش جهت فهم چگونگی پویش درنیل به مواجهه با وجود مستلزم زمان شناسی واقعی وحقیقی است که نه درساحت روزمره غرب زده بلکه در عالم تفکر ممکن است واین فروبستگی تنها با بادهای اندیشه گره گشایی خواهد شد:چوغنچه گرچه فروبستگی است کار جهان/تو همچو باد بهاری گره گشا می باش!واین بادهای تفکراند که بنیادهای عالمی را برمی افکنندو-نه نسیم! -وبا پاشیدن بذرهایی نه از جنس عالم فانی قالبی قلابی بلکه از تبار حقیقی وجود ، که متعلق به زمان حقیقی امت واحده است که در حجاب ادوار تاریخی به خفا رفته بودوحال درفضای جدید منبعث از بهار جان وجهان شکوفا می گردد .(ادامه دارد)