کار درفرهنگ ایرانی –اسلامی وغربی با نگاهی  به اراء جامعه شناختی  به کار درعصر جدید

کار چیست؟چراباید کارکنیم وچگونه؟کاردرجهان بینی ایرانی-اسلامی  چه جایگاهی دارد؟آیانگاه هستی شناختی غرب –از یونان تا مدرن-به کار با نگاه ما همخوانی دارد؟چرا امروز تنبل شده ایم درحالیکه ممکن است چند شغله بوده  وتمام زندگی خودرادرکار خلاصه کرده باشیم؟چراامروز مد شده که خانم ها هم سرکار بروند والزاما حضوراجتماعی وکارداشتن را درکارمندبودن  خلاصه می کنند؟نوشتار کنونی به صورت اجمال به بررسی پرسش های فوق می پردازد وسپس نقبی به غربزدگی وتاثیر آن به این حوزه رفتاری ونگاهی به آرائ مارکس ،دورکایم ووبلن  درباب نسبت انسان وکار درعصر جدید می اندازد
ادامه نوشته

مدرنیته  ریشه دربنیادگرایی دارد!

چندسال پیش  کتابی با عنوان "اتوپی وعصر تجدد"از دکتر داوری به دست حقیر رسید وپس از مطالعه آن با یکی از دوستان  درباب محتوای آن صحبت کردیم .دکتردرمقدمه گفته ابتدادرصدد بود  که عنوان کتاب را "عصر بی خردی"بگذارد.این دوست به نقل قول از یکی از روشنفکران دینی گقت  مگر نه ایکه اکثر مردم جهان عاقل هستند پس عصر ما عین عقل است!این دوست متوجه نبود که بین عقل داشتن ورفتار عاقلانه کردن فاصله بسیار است.چندی گذشت تا نگارنده  مقاله ای با عنوان "بنیادگرایی ریشه درمدرنیته دارد"را به همت یکی از اهل نظر در نشریه ای چاپ کرد.بعداز چاپ این دوست  تماس گرفتند که بعضی ها زنگ زدند که چرا نوشتار آقای فلانی را چاپ کردید؟!ایشان درجواب فرمودند که نقد بنویسید وبنده را هم مطلع کردند وحقیر هم آمادگی لازم برای پاسخگویی به انتقادات را اعلام کرد اما از هیچکدام از آن نقدها خبری نشد!

ادامه نوشته

اقتصاد دراندیشه اسلامی وغربی

درچندسال اخیر که امام خامنه ای درآغاز سال به نامگذاری سالها اقدام می فرمایند می توان جهت اقتصادی را درنامگذاری ایشان دید.سال 88سال اصلاح الگوی مصرف ،سال 89 سال همت مضاعف وکار مضاعف ،سال 90 سال جهاد اقتصادی ،91کار تولید وحمایت از سرمایه داخلی  وامسال نیز سال حماسه سیاسی واقتصادی.

اقتصاد از ارکان مهم زندگی دینی است که جهت زندگی را به خود معطوف می کند وبر آن تاثیر می گذارد.یکی از شاخصه های سبک زندگی دینی  اعم از فردی واجتماعی تبیین مدل اقتصادی است چنانکه در تفکر شیعی ولایت سه شکل دارد :شکل سیاسی ان امامت وحاکمیت  ورهبری سیاسی است،شکل اقتصادی آن فدک وشکل باطنی ان ولایت عرفانی است.لذا بنابرآنچه گفته شد باید به ارایه مدلی درحوزه اقتصاد بود تازندگی ماراتعریف وبه آن جهت دهد.

ادامه نوشته

انسان ،عقلانیت ومدرنیته

نوشتار کنونی  به انگیزه تعریف انسان وارایه یک الگوی کامل از انسان نبوده –درنوشتاری جداگانه به انسانشناسی تطبیقی درارائ نیچه ،دکارت،مارکس ،هیدگروامام علی پرداخته شده است-همچنین درصدد ارایه گزارشی از سیر عقلانیت وچگونگی حرکت بشر به سمت عقل در تاریخ به خصوص غرب یانفی ان نیست چون تلاش ما مبتنی بر بینش تحلیلی تولیدی است از سویی به عنوان شیعه عقل را جزو منابع چهارگانه دردین قبول داریم اما به عنوان یک تمدن ودرمقام پارادایم منتقد عقلانیت ابزاری (عقل یونانی که دوران روشنگری را به وجود آورده وحاصل ان مدرنیته بود)یا عقلانیت انتقادی هستیم که با سکولاریسم واومانیسم پیوند خورده وارتباط انسان باخود جامعه تاریخ وهستی را منقطع کرده وساحت قدسی را به فراموشی سپرده
ادامه نوشته