هیدگر حکیم بزرگ آلمانی درادامه نیچه  درسخنرانی  معروفش از مرگ ارزشها ومسخ وفسخ ونسخ همه چیز گذشته گفت.سالها بعد درمصاحبه ای با اشپیگل از حاکمیت سایبرنتیک وتبدیل همه چیز به داده خبرداد.ونهایت اینکه جهان به سمت آمریکائیزه شدن پیش می رود اما می توان به باریک راهی برای فرارفتن از این معبر دوزخین قائل شد!او درنامه خود به هوسرل با لحنی پیامبرگونه از رخداد عظیمی که قراراست سرنوشت بشری را از چنگال مدرنیته برهاند سخن گفت هرچند درجایی دیگر نسخه را غربی پیچانده بود اما تمنای جهان غیر غربی را از نظر دورنداشت.هنوز چند سالی از مرگ این حکیم آلمانی نگذشته بود که شاگرد او کربن مسلمان شد وخودرا شاگرد امام زمان نامید ودرمعرفی دکترین شیعه به غرب نقش قابل توجهی از خویش  نشان دادو انقلاب اسلامی با الگو برداری از عاشورای امام حسین (ع)به رهبری امام خمینی (ره)در سال ۱۳۵۷ رخ دادو غرب را لرزاند تا جایی که فوکو-تاثیرپذیرفته از هیدگرونیچه- از اندیشمندان پست مدرن غربی را به خود جلب کرد وحاصل آن دوجلد کتاب از فوکو شد که انرا انقلابی برای خدا دانست.با این ایماژها- جهاد،صبر،ایثاروشهادت طلبی و... -بود که ملت ایران در۸سال جنگ تحمیلی از خود ایستادگی نشان دادند.همچنین دوران بعدازجنگ ومشکلات ناشی از سازندگی را پشت سر گذراندند.امابا طرح توسعه ،جامعه از ریشه های فرهنگی خود فاصله گرفت وبه سمتی رفت که پیشتر مرحوم فردید از  "غربزگی" یاد کردندوزنده یاد جلال ان را به طور دیگری بسط دادند.غربزدگی گاه باتحریف ارزشهای تاریخی  همراه می شود.این تغییردرارزشها درغرب نیزتوسط نظام سلطه به وجود آمد. ازاندیشمندان مکتب فرانکفورت  آدورنو -در دیالکتیک روشنگری- از اصطلاح "صنعت فرهنگ" برای استفاده ابزاری از فرهنگ توسط سرمایه داری غرب  برای تجارت وتبدیل پدیده های فرهنگی به عنوان مهم ترین عامل ایجاد تحولات اجتماعی وتاریخی به سرگرمی وکالای مصرفی اشاره کردوبه زعم بودریارخود درخدمت نظام سرمایه داری قرارمی گیرند وبه قوام آن کمک میکنند(قلب ارزشها توسط نظام سرمایه داری از مفاهیم پدیده های منفعل می سازد تاجایی که بودریار از تروریسم مد نظر غرب انتقاد می کند)درکشورمااز دهه هفتادنیز رهبرمعظم انقلاب مارامتوجه "تهاجم فرهنگی"و"شبیخون فرهنگی" نمودندکه بسیاری غافل بودندوبعدها مقام عظمای ولایت از تعابیر پیچیده تری چون "ناتوی فرهنگی"و"استعمارفرانو"استفاده کردند.مرحوم سید حسن حسینی شاعردردمند وصاحب بصیرت نیز دردهه هفتادباسرودن منظومه ای درنقد توسعه مد نظردولت وقت به تغییرارزشهااشاره نمود:ماجرااین است کم کم کمیت بالاگرفت/جای ارزشهای ماراعرضه کالاگرفت!

نوشتارزیردرصدداست نسبت عاشورا با صنعت فرهنگ یا نوع رابطه فرهنگ با الگوی مصرف را از نگاه انتقادی واکاوی نمایدتا باطرح آسیب های موجود به نقد"فرهنگ ابزاری" وابزاری دیدن فرهنگ به مثابه کالابپردازد.

دوستانی به اعتراض برخواستندوازعدم این نسبت واسیب صحبت کردندچون تنها مقدمه این نوشتاررا خوانده بودند!نگارنده تنها با ذکرمثالی از نظریه "جامعه شناسی صوری" جورج زیمل به این مسئله خاتمه می دهدو به موضوع اصلی می پردازد-هرچندبه دلیل وضوح واهمیت این موضوع نیازی به ذکر مثال وطرح این نظریه نیازی نبود!-زیمل معتقداست صورت گاه محتواهای مختلفی داردودربعضی مواردبین محتواها فاصله زیادی وجود داردتاجایی که حس بربی ربطی مقوله های فوق درنسبت باهم درنگاه فردایجادمی شودامازیمل معتقدبودکه محتواهارامی توان دربسترمفهومی صوری که مرتبط با آنهاست گره زدیابراساس صورتی واحدبررسی کردچنانچه جنگ مقوله ای کاملاجداازخانواده است اما می توان از اثرات ان برخانواده بحث کردوبررسی نمود...

 نزدیک به یک دهه است که رهبری جهان اسلام مقارن فرا رسیدن سال جدید به نامگذاری سال می پردازند . و این نامگذاری از چند جهت قابل تامل است که به آن در نوشتار دیگری اشاره شد ... امسال را نیز ، رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند(نوروز88) . به راستی وجه تسمیه این نامگذاری چیست ؟ آیا صرفاً نماد است یا باید به باور تبدیل شود ؟ آیا بر اساس ضرورت موجود در جامعه اسلامی ایران مطرح شده یا مسئله ریشه ای تر است چنانچه ریاست محترم جمهوری نیز در اجلاس کپنهاک از نامگذاری سال اصلاح الگوی مصرف در سال 2010 یاد کردند . اصلاح الگوی مصرف چه نسبتی با عاشورا دارد ؟

نام گذاری اصلاح الگوی مصرف از چند جهت قابل توجه است :

جهت اول اینکه ما بعنوان جامعه اسلامی نباید اهل اسراف و تبذیر باشیم(ذکر این نکته ضروری می نماید که اسلام با رفاه و آسایش و توسعه و آبادانی و حتی سرمایه داری مخالف نیست بلکه صحبت بر سر نوع قرائتی است که از این مفاهیم می شود چنانچه لیبرالیزم انسان را حیوان می بیند که تنها باید نیازهای اولیه(هرم مازلو) او خوراک ، غریزه جنسی و ... تامین شود و بعضی نیازهای دیگر را نیز اضافه می کند و در کل در تفکر غربی اومانیستی اصالت با انسان و فرد است و هدف متعالی در حیات بشر تعریف نشده لذا لذت و آسایش و تنوع و ... اصالت دارد . ولی در اسلام با توجه به این موارد ذکر شده هدف تعالی است و این موارد نیز باید در ساحتی مشروع برآورده شود . به عنوان مثال ما کس وبر معتقد بود انچه غرب را به سرمایه داری رساند آئین پروتستان بود که مبنی بر کار در حد توان و مصرف در حد نیاز است و در اسلام به دلیل بی توجهی به دنیا و اموزه هایی چون قناعت و کسب روزی حلال ، قانع بودن ، جلوی رشد را می گیرد در حالی که او فهم کجی از اسلام داشت و اسلام شناس نبود و محققان دیگری چون ماکسیم رودنسون در کتاب اسلام و نظام سرمایه داری ابطال نظر وبر را اثبات کردند و در کلام امام خمینی (ره) هم امده است که اسلام با کاخ نشینی مخالف نیست بلکه خوی کاخ نشینی بداست)و متاسفانه این مصرف زدگی ما که ناشی از غربزدگی ماست ،  راه توسعه تعالی و پیشرفت را کند کرده و هدفمند کردن یارانه ها نیز به یک معنی در راستای اصلاح الگوی مصرف است و به یک معنی راه را جهت استفاده بهینه از منابع طبیعی که محدود هستند و انسانی مهیا میکند و در آموزه های دینی ما هم اسراف کاران برادران شیاطین خوانده شدند(سوره اسرائ،ایه 27) و به ما دستور داده شده که بخوریم و بیاشامیم اما اسراف نکنید(سوره اعراف،ایه31)! اگر می خواهیم در محقق کردن سند چشم انداز 20 ساله که اکنون چند سال از آن گذشته موفق باشیم باید به اصلاح الگوی مصرف در همه زمینه ها بپردازیم و این که امسال مقارن با نام گذاری این سال ، دولت و مجلس گامهای بزرگی در راستای هدفمند کردن یارانه ها بر می دارند نیز جای امیدواری دارد تا ما را به ارزش های اصیل خودمان نزدیک کند . تردیدی  نیست که این مصرف زدگی  چنان که بیشتر اشاره شد ریشه در غربزدگی دارد که ان جایگاهی را که مصرف در جامعه ما به خود اختصاص می دهد را نخواهد داشت : 1- جامعه غربی یک جامعه اومانیستی است که نگاه انها نسبت به جهان و زیست بومشان تنوع گرایانه و مصرفی است و رفاه و آسایش برای انها هدف است به عبارتی انان نگاه ارزشی نسبت به جهان و هستی ندارند ... 2- جامعه غربی در کنار مصرف زیاد با تکنولوژی و علم و به کمک استعمار جهان غیر غربی ، منابع اولیه و طبیعی آنها را می چاپد و چندان برای آنان هزینه ای ندارد هر چند با وضعی که غرب برای جهان بوجود آورده وضعیت کنونی محیط زیست را با بحران مواجه کرده و زیست بوم بسیاری از موجودات با خطر انقراض مواجه گشته ... با این حال وضعیت ما از آنان بدتر است چرا که ما بیشتر مصرف کننده کالاهایی هستیم که انها تولید می کنند و بابت این مصرف هم هزینه گزافی را می پردازیم و گاه به دلیل همین نیاز مبرم به مصرف و در چنین شرایطی قرار گرفتن آنها ما را تحریم می کنند تا سخن خود را به کرسی بنشانند و ما را مجبور به پذیرش خواسته های خود می کنند . هر چند بعد از انقلاب شرایط بسیار بهتر از آنی شد که در دوران پهلوی شاهد بودیم چرا که شاه شهوت مصرف داشت و با واردات بی حد کالاهای غربی تصور می کرد ما وارد جهان تجدد شدیم !!

مسئله بعدی که مطرح شده بود نسبت عاشورا با اصلاح الگوی مصرف است . اولاً ما نباید نگاهی مصرفی به عاشورا داشته باشیم ! ثانیاً برخورد مناسبی با ان نکنیم و آن را از ساحت باور که کارکردی ارزشی دارد به نماد تنزل دهیم که یا عادت کنیم که آدابی را در طی فرا رسیدن این ایام انجام دهیم بدون اینکه هیچ نسبتی با حقیقت آن برقرار کنیم یا اینکه عاشورا را در حد کالا مصرف کنیم مثل بسیاری از این مراسم ها و مداحی ها که عده ای نه بخاطر امام حسین بلکه بخاطر منیات خود حضور دارند و انانیت خود را به کرسی بنشانند ! و بگویند ما هستیم ! یا برای لذت بردن و کسب جایگاه اجتماعی حضور پررنگی داشته باشند !!

نکته بعدی این که ائمه ما زندگی ساده ای داشتند و از اسراف و تبذیر خودداری می کردند لذا بر ما نیز واجب است در برگزاری مراسم برای این بزرگواران از صرف هزینه های هنگفت و بی مورد خودداری کنیم چرا که این مجالس نه تنها اسلامی نیست بلکه تاثیر منفی نیز از خود بر جای خواهد گذاشت در حالی که امام حسین (ع) با نگاهی ژرف و هدف والا قیام کردند قیام علیه کسی که بر اسم حاکم اسلام از بیت المال جهت موارد بی جا هزینه می کرد و به کارهای ناشایسته خود افتخار می نمود ! قیام بر علیه اسلام اشرافی ، اسلامی  که به تعبیر امام امریکایی بود . نکته آخر اینکه سال اصلاح الگوی مصرف چنانچه تبیین شد صرف در حوزه آب و برق و گاز و تلفن و خوراک و پوشاک نیست بلکه در حوزه فرهنگ هم هست . به این معنی که ما با باورها و ارزش ها و هنجارهای تاریخی و دینی خود مصرفی و به صورت روزمره برخورد نکنیم بلکه با توجه به مبانی خود به باز تولید فرهنگی بپردازیم . مصرف گرایی را فرهنگ نکنیم ! و مهندسی فرهنگی که رهبری از ان به کرات یاد کردند نیز یعنی همین !! جان کلام اینکه عاشورا کالا نیست که مصرفش کنیم . فرهنگ اسا فرهنگ پویا و زنده ای که خود همیشه به تولید ارزش ها و باز تولید مفاهیم خود می پردازیم . پس به جای مصرفی اندیشیدن مصرفی کردن همه چیز عاشورایی باشیم که باور داریم به : کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا !