آوینی از متفکرانی است که به جد درنسبت ما و غرب اندیشیده و آثار مهمی از خود به یادگار گذاشته. یکی از آثار آوینی که می توان آن را درحوزه غرب شناسی با نگاه انتقادی گنجاند کتاب توسعه و مبانی نظری تمدن غرب است. این کتاب شامل مقالاتی است که سید در مجله جهاد در فاصله زمانی دهه شصت در باب توسعه، مبانی نظری تمدن غرب و نسبت ما با آنها به نگارش درآورد. کتاب به زبانی بسیار ساده نوشته شده است ـ برخلاف کتاب فردایی دیگر که زبان و تفکر سید استعاری و استعلای است ـ که به قول سید به زبان ژورنالیستی نوشته است. کتاب مجموعه ای از مقالات است که در باب منشا توسعه، ماهیت توسعه و غایت توسعه به تفکر پرداخته و نسبت بین توسعه با فرهنگ، سیستم آموزشی، اقتصاد، بانک و... را مورد برسی قرار داده است. همچنین چند مقاله هم به خلقت انسان و بررسی آن اختصاص دارد. در کتاب فوق به آثاری از اندیشمندان غربی که در نقد غرب کنونی آثار مهمی نوشته اند هم اشاره می شود و گاهی آمار و ارقامی هم به نقل از آنان داده می شود.

آوینی متفکر دوران گذار است. متفکری که تراز انقلاب اسلامی شمرده می شود. اندیشمندی که ساحت غرب و غربزدگی را با تمام وجود لمس کرده، آنگاه به حکمت رسیده و بر قله خود آگاهی تاریخی ایستاده. متفکری که که ابعاد مختلف داشت ودرباب سینما وهنرنیز دارای نظریانت بکروبدیع هست.از شهید حدود 12 اثرمانده که ابتدا انتشارات ساقی وبعد انتشارات واحه چاپ کرده است.سه اثربه سینما ویک اثربه محرم ومابقی به حوزه علوم انسانی تعلق دارد که شامل مقالات فلسفی سید درمواجه با جریان روشنفکری دینی وسکولارمی باشد.آوینی علاوه برنوشتن وحرکت درحکمت نظری به جهاد درحوزه عمل نیز پرداخت واین هم شامل ساخت مستند- که مردم ایشان را با مستند روایت فتح شناختند- وهم حرکتهای دیگر جهادی درجهاد وتربیت شاگرد درحوزه هنری می توان اشاره کرد.

آوینی از دریچه حکمت به هستی می نگرد واسیرکلیشه های فلسفی نیز نمی شود.حقیر این سعادت را داشت که تمام آثارآوینی را -12جلد-چندین بار بخواند وخلاصه برداری شود و جملات قصار درآثاررا  انتخاب ودرشبکه های اجتماعی برای اهل کتاب قراربدهیم.همچنین برگزاری سیرمطالعاتی شهید آوینی برای اولین باردراستان درشهرستان گرگان از دیگرکارهای انجام گرفته بود.نوشتن مقالات موضوعی درباب اندیشه شهید اوینی از فعالتهای دیگری است که میتوان به آن اشاره کرد.(آوینی ققنوس انقلاب-رسانه از منظرشهید آوینی-سینما از منظر شهید آوینی-آوینی وتمنای عبوراز تکنیک-وهنردراندیشه آوینی و...).تامل دراندیشه های آوینی ضرورتی است انکارناپذیر چراکه همانطور اشارت رفت ایشان متفکری ذوابعاد است که از سویی عظمت پوشالی مدرنیته ایشان را مرعوب نکرده واز دیگرسو ایشان علاوه بر نگاه انتقادی وسلبی به غرب نگاه ایجابی نیز دارند چنانچه درسینما سینمای مستند ومعناگرایانه که موسوم به سینما حقیقت یا اشراقی می باشد را بنیان گذاری کردند ودرحوزه ادبیات ونوشتاری نیز زبان حضوری وسبک نوشتاری خاصی را دنبال کردند که می توان از آن به حکمت نظری یاد کرد.

به زعم بنده آوینی اگر چه دربکاربردن برخی کلمات واصطلاحات به مرحوم فردید(ره)نزدیک میشود اما به هیچ عنوان نمیتوان ایشان را هیدگری یا جزو مکتب فردیدیسم - که البته استاد با این مفهوم واصطلاح مخالف بودند چون برای تفکر قایل به ایسم نبودند-دانست.چراکه استاد فردیدنگاهشان بیشتر نظری بود درحالیکه شهید آوینی چنانچه اشارت رفت درساحت حکمت عملی نیز گامهای بزرگ وموثری برداشتند ونهایتا درمسیرحکمت عملی-ساخت روایت فتح- به شهادت نایل شدند.استاد فردید(ره) هیدگری بودند وچنانکه بارها گفتند اسلام را باهیدگر-حکیم بزرگ تاریخ اندیشه غرب- تفسیرمی کردند درحالیکه شهید آوینی جزچندبارارجاع علمی به هیدگر از هیدگر عبورکرده وبه قله خودآگاهی تاریخی رسیده اند.باید به این مسئله اذعان کرد که هیدگر با وجود نقد تند به مدرنیته ونفی عقلانیت مدرن خود جزو ساحات تفکر غربی محسوب می شود وهیدگر نیز بدیلی برای مدرنیته نمی آورد ومثل نیچه درهوای یونان باستان است . دیگروجه تنزیهی وسلبی اندیشه استاد فردید(ره) بود که شهید آوینی درساحت ایجابی بوده ازاین جهت می توان بعد نیهیلیستیکی اندیشه هیدگر ونیچه را دراندیشه استاد فردید به شکل مستتردید وبه نوعی غربزدگی دراستاد-به نقل از خوداستاد فردید(ره)که خودرا غربزده بسیط نامیدند دربرابر غربزدگی مرکب- درحالیکه شهید آوینی از غربزدگی عبورکرده بودند وبه هیچ وجه نمی توان وجوهی از نیست انگاری را دراندیشه ایشان دید مگر نقل قول از متفکران غربی به عنوان سخنگویان عالم جدید ومنتقدین مدرنیته.

با امید به اینکه بتوانیم به شناخت درست ،دقیق،عمیق وهمه جانبه از بزرگان انقلاب برسیم وسلوک آنهارا طی کنیم.