آويني درهمايش(آوینی :ققنوس انقلاب)
آويني درهمايش(آوینی :ققنوس انقلاب)
« بهاران از كجاست كه روح روئيدن وسبز شدن ناگاه درتن خاك مرده پيدا مي آيد ؟ واز كجاست كه روح شكفتن ، ناگاه از تن چوب خشك ، چندين برگهاي سبز وشكوفه هاي سفيد وآبي وزرد وسرخ برمي آورد ؟ بهاران ، راز داررستاخيز پس از مرگي است وقبرستانها ، مزاري هستند كه درآنها ، بذرمردگان افشانده اندو جسم تا نميرد ، كجا رستاخيز مي پذيرد ؟ با بهاران ، روزي نو مي رسد وما همچنان چشم به راه روزگاري نو. اكنون كه جهان وجهانيان مرده اند آيا وقت آن نرسيده كه مسيحاي موعود سررسد ( ويحيي الارض بعد موتها ) ( سيد مرتضي آويني )
به سرم زد ازغرفه ها بازديد كنم ، چون اولاً از بيكاري حوصله ام سررفته ثانياً اگه خود ما خبرنگارهاي غيرحرفه اي از كارهاي خودمان وهمكارانمان ديدن نكنيم پس چه كسي مي آيد ؟ از ديگران چه انتظاري داريم ؟ بگذريم !
چشمم به عكس بزرگي از سيد شهداي اهل قلم ، سيد مرتضي آويني مي افتد . اگه اشتباه نكنم نام غرفه نسيم صبح است والبته درچند غرفه ديگر نيز عكس شهيد آويني هست واين غريب نيست ، بلكه قريب به ذهن است چون شهيد آويني را مردم ما با مستند روايت فتح مي شناسند . كاري كه بعد از انقلاب درمورد جنگ صورت گرفت ونهایتا سید جانش را برسرساخت این اثرتقدیم کرد.، اهل سينما وهنرهم آويني را به عنوان بنيانگذارنقد فيلم درايران شناختند . كسي كه اولين مجله ي تخصصي هنري سوره را به راه انداخت . ایشان بنیانگذار رشته سینمای اشراقی هستند که حتی دررشته فلسفه هنر نیز درامریکا از ایشان یادشده. سه جلد کتاب آیینه جادواز سید گواه تسلط ایشان درحوزه تئوریک سینما وآگاهی ایشان از سینمای غرب وایران بود که جلد دوم به نقد های سینمایی سیدبرسینمای شبه روشنفکران داخلی ولیبرالهای وطنی اختصاص داشت.کسانی چون کیا رستمی ومخملباف ومهرجویی و...وجلد اول دوم درباب ماهیت سینما ونسبت ما با سینما وتبیین سینمای اشراقی.حتی اسپیلبرگ فیلم معروفش را -نجات سرباز برایان-از روی روایت فتح اوینی از حیث ساختاری گرته برداری کرده!بعداز شهادت ایشان متن گفتارهای روایت فتح درکتابی با عنوان "گنجینه آسمانی" چاپ شدومتنهایی از مستندهای دیگر درکتابی با عنوان "نسیم حیات" گرد آوری شد.اما آن چه كه غريب ماند انديشه او بود كه با آن زندگي كرد وبرسرآن جان باخت . بزرگان انسانهاي تك بعدي نبودند ، بلكه ساختار شكن وهنجارشكن بودند وجلوتراز زمانه فكر مي كردند وگرنه چطورمي توانستند زمانه را آنگونه كه مي خواستند دگرگون كنند ؟!
آويني هم يكي از بزرگان بود.کسی که جمع حکمت نظری وعملی بود.یگانگی نظروعمل دروجود اومشهود بود.هم می نوشت وهم مستندمی ساخت وهم شاگرد تربیت می کرد. حتي مخالفان فكري او نثرزيباي اورا مي ستودند وبه توانايي ايشان درحوزه هنر وسينما اذعان مي كردند وشايد اين حربه اي بود براي اين كه انديشه اورا به حاشيه برانند . آويني انديشمندي بود درساحت تفكر. براي من كه با او محشورشده ام يك معماست . خانم ايشان نقل مي كنند كه درجواني دردانشگاه شهيد آويني را همه مي شناختند وبه او احترام مي گذاشتند .
ايشان يك مذهبي ، متفكر، هنرمند وعارف بوده اند . بسيارخوش تيپ بودند . روزي سيبيل نيچه اي وهمه را تحت تأثيرقرارمي دادند ووقتي كه انقلاب شد تغيير ژرفي درايشان رخ داد . به اين معني كه مجموعه بسياري از آثارونوشته هاي خود را درگوني اي ريخت وآتش زد وگفت : آنها حديث نفس بود ، بايد هنررحماني باشد نه شيطا ني ، آري ، آويني اينگونه بود! او تنها درحوزه هنر وسينما فعال نبود بلكه توانايي او آنقدرزياد بود كه نمي شد اورا محدود به حوزه اي كرد اما شايد زبان هنري وهنررحماني كه از آن صحبت مي كرد وبرآن گونه رفتار مي نمود بيشترايشان را نشان داد . او درحوزه انديشه نيز آثار متنوع ومتعددي دارد كه مي توان به فرداي ديگر به عنوان مثال اشاره كرد . كتاب فردايي ديگر شامل هشت مقاله دردو بخش است . بخش دوم كه بيشتر مقالات را شامل مي شود درحوزه شعر وادبيات وعرفان است كه با زباني غير قابل تصوربيان شده است . بخش اول مجموع سه مقاله است كه درباب نسبت ما با تجدد ، ژاپن وتجدد وهمين طورتحليل تطبيقي از دو متفكر غربي درباب غرب .
بگذريم ، آويني را با شعر وادبيات وهنروعرفان وسينما شناختيم ودرست هم شناختيم . اما آويني كسي نبود كه تنها دراين حوزه ها خلاصه شود . او آموزگارطريق تفكر بود . همينطورمرغ مرگ انديش بود . ما وظيفه داريم بعد ناشناخته اورا كه تفكر او بود وامروز مهجورماند ودرميان سروصدا ها به حاشيه رانده شده ، به دوست داران حقيقت بشناسانيم . به اميد آن روز اين نوشتاررا با جمله اي از شهيد آويني به اتمام مي رسانيم :
« درعالم رازي هست كه جز با خون فاش نمي شود » .