شطحیات 2
31-گیجم ازعطرهستی ات...بیمارم به وبای بودنت!
32-داد...خدا داد٬ داد؟!
33-سیگارتنهاییم نم کشید.گذاشتمش روی غلیان بهلولیم...قلیانم رادزدیدند!
34-پرده افتاد...جام افتاد...آیینه افتاد ...قالب افتاد....افتاد؟!
35-بیقرارم!مثل نوترون پروتونهای اتم!کبریت حقیقتم گم شد!پیداشد!آتش گرفت!روشن شدعالم!هستی:مستی بود٬پستی بود!پستی بود؟!بله!جدال مستی وپستی!نبردآبهاومردابها!خواب بود....بیداری بود...واقعیت بود٬رویابود!.
36-نورخداهمه جامیتابه حتی برشیطانی ترین بخش عالم!ماکوران عالم وجودنبایدآیینه دربرابرنوربگیریم...بگیریم محکوم به تاریکی هستیم:میشویم خفاش تاریخ!
37- بشرامروزفلک زده است.موقف ندارد.توبه نمیداند.راه نمیدانداماتادلت بخواهدراه بلداست برای دورزدن خودش!
38-بعضیهامیگویندحال خدااین روزهاخیلی خراب هست...برخی کارهامیکنندوحرفهامیزنند!خدامیداند!من برای سلامتی خدادعامیکنم!توچه میکنی؟!من امیدوارم حال خداخوب باشد!من دعامیکنم....توهم دعاکن...حال خداخوب باشد!
39-درزمستان محبت به آب تنی حقیقت رفتم.خیس نشدم اماسرماخوردم.یخ کردم.آفتابه نمیخواهم....آفتاب کو؟آفتاب کو؟آفتاب..کو؟آ...ف...ت...ا...ب...؟!
40-زباله های غیربازیافت هستی هستن برخی!مصداق مغضوب علیهم وضالین!اینهاازخروسگ کمترمیفهمند!بل اضل انعام اند!
41-من باآسانسورعرفان ازبرج میلادهم بالاتررفتم تا...حضورت...من درحضورت هستم مثل کودکی که ازشوق!
42-اخراجی روزگارعقلم!ونخودی عصرعشق!تکلیفم چیست؟
43-شگفتی عشق درشکفتگی دایمی اش است که انسان رادربرابرش به شیفتگی میکشاندوعاشق دلباخته تمام وسرسپرده تام دراین حادثه بزرگ آفرینش گرفتار!
44-تحصن کردم٬زندانی فلسفی شدم!من اعتصاب میکنم!چراخودکارندارم؟!٬چرا سیگارندارم!؟٬من گلدان میخواهم!هنوزهم میتوان نشانی ازخانه رازقی گرفت!
45-سونامی حضورت نشانی برای ساروچ فلسفه ام باقی نگذاشت!
46-هرکس کارش خریدن بودبه خریت افتادالاخریدارعشق!
47-دراین زمانه فاوستی کسی سراغ خدارانمیگیرد.آدرس دارندونمی روندواگربروندبازهم پیدانمیکنند. خداپنهان شده....خوشابه حال کسیکه بی آدرس درجستجوی خداست!
48-زمین هاوسرزمینهای اندیشه راگذرکردم٬ازدامنه به قله رسیدم٬آسمان:نور!پرم آتش گرفت.سقوط کردم.هبوط کردم!
49-خدایابرای فرعون ونمرودوبخت النصرت موسی وعیسی وابراهیم وذوالقرنین فرستادی...بی نیازازپیامبروامامت نیستیم ولی به یکی ازاوتادت قانعیم....خمارمارابشکن!
50-عصرماعصرسامریهاست.روزگارسفیانیهاست.اما...هوش داروگوش دار!ودل خوش دار!موسی درراه هست!تاسامری نباشدموسایی برانگیخته نمیشود!ابراهیم تاریخ درراه است!
51-انسان انفجاربزرگ ذهن خدابود!
52-من سیگارحقیقت میکشم.من شهیدعشقم.من ازقبیله طاعونیان وجودم!
53-کرشدم ازصور(ثور؟) هستی!کورشدم ازبس جلوه وجودت نورداشت!این اندازه ازحکمتت دیوانه ام کرد!بویی حس نمیکنم بس که نسیم حقیقت جهان راعطرستان کرد!حواسم این قدرهست که حواسم راازدست دادم!حسم ازحصول حضورت قاصرشد!
54-جهان متن بود...حاشبه شد...حاشیه دارشد!٬کلام داشت تصویرگشت...پیرشد...زندگی... ..دیرشد!
55-بگذارجهان رادرمرزهای وجودت تصویرکنم وتاریخ رادربودنت تفسیر!
56- آرزودارم به کلمه توحیدت وتوحیدکلمه ات برسم!
57- دراین روزگارکه برخی باچندگرم اورانیوم معرفت گم میشن من دنبال بزرگترین زرادخانه یقین وعشقم!
58-رفتم ...ای عشق کجایی؟غرقم دربینهایت تنهایی جهان ماتریکسی ام!
59-تو....حالی هستی که هرگزبرایم تبدیل به ماضی ومضارع نمیشوی!
60-دنیاشهرشدوشهردنیا...ومن مثل کودکی گم شدم درشهر...دنیا...چه فرقی میکند کجاگم شده باشی وقتی مفهم کجا دیگرمعنی ندارد؟!
61-مدتی ازمسلک عشق به مذهب کفر-عقل-خروج کرده بودم.اهل اعتدال نبودم کشیدم وخوردم وبردم...سنکوب کردم...توبه ای حاصل شد...برگشتم که گفته اند:هرکسی کودورماندازاصل خویش/بازجویدروزگاروصل خویش!
61-درپایان رجب عزیز وآغازشعبان گرامی انکشافی حاصل شد...بعدسه ماه حیرانی...دفترشطح تااطااع ثانوی بسته شد.یاعلی