1- من کثرت میبینم...بحران میبینم...جهان درحال فروریختنی است عظیم!

  2- من درکسوف عشق وخسوف عقل به دنیاآمدم.من زمانی به دنیاآمدم که نه شب بودنه روز!من بیرون ازجوزمین به دنیاآمدم!درشبی که ابری بود!امانه باران باریدنه نورمهتاب بردیوار زمین تابید!

 3- مردابی(تنها)عاشق پرنده ای مهاجرشد!

 4- سرنوشتم راساختم:آخرین کارتم راکشیدم:دل!آخرین کارتت راکشیدی: بی بی!باختم!چه راحت باکارتی به تقدیرم تاختم!خودکشی میکنم به شیوه سامورایی:زنده باد هاراگیری!

 5-عجب روزگاری!بعضی وام میگیرندزندگی کنند وبرخی همه زندگیشان وام وعده ای حتی زندگی راوام میگیرند!حیات انگلی هم درنوع خودش حداقل قابل تجربه است٬ برای بعضیهااین حیات انگلی دراین حیاط متعالی است!این ابدابه مامربوط نیست!

   6-من درعصرزندگی میکنم که همه مدیونن!همه بدهکارن!همه وثیقه میزارن خودشان رادربانک وبانگاه تازندگی کنن!گرومیزارن خودشان راوازدرخت حنظله مدرنیته میوه دبه میچینن!من درعصری زندگی میکنم که همه بدهکار خودشان هستندولی هیچ پرداختی بابت این بدهکاری تاریخی نمیکنند!صورتحسابهای زندگی گم شده!من درعصری زندگی میکنم که همه باآدم کاردارنداماکسی کارندارد!درعصری زندگی میکنم که همه دایم کارمیکنندامابیکارند!بایدکاری کرد!

7-جزیره رویایم موردهجوم اندیشه استعماریت قرارگرفت واستقلال خیالم راازمن گرفتی!تویک امپریالیستی عاطفی هستی!استعمارگرمحبتی! مستکبرعشقی!...مرگ بردیکتاتور!

 8-من به دادگاه لاهه شکایت میکنم.تومتهم به تجاوزبه حریم سرزمین تنهایی ام شدی!ازهمه نوعش:هوایی٬دریایی وزمینی.توسرزمین وجودم راغصب کردی سالها...زبانم رازمانم رابه ساحت لجنزارعمومی کشاندی!من غرامت عشقم راازتمامی دادگاه های بین المللی خواستارمیشوم....من ...تو...؟!

 9-شنزارتنهایی ام راباطوفان واژه هایت دزدیدی!تنهایی ام کو؟!مبخوام تنهاباشم به توان توان ان!فصل چیست؟!بایددوباره تن بدهم...؟  

10-تقدیرما این است/من می روم ازیاد٬تومی روی ازدست!

 11-قلیان وجودم همیشه چشم به راه تنباکوی محبتت است.قلیان وجودم روشن است همیشه!تنباکوی عشقت رابزارتاببینی چه دودی میدهد!امان از عشق!امان ازدودعشق!

12-عشق تریاک نیست که دوددهد٬هرویین است!بخاردارد!بیابخارعشقمان راتماشاکن!

13-بعضی کلمات درزبان فارسی توفان به پامیکنند.فقط یک فعل اند امابرای هرکسی تقدیری رقم می زنند.رفتن!ازجمله این فعل هاست.برای هرکسی باشه وهرزمانی!رفتم رفتی رفت!اورفت برای تو...تورفتی برای من...من رفتم ...برای چه«کسی»؟!

 14-زندگی بازی بود٬رفتم بازی کنم...رفتم تاب بخورم....زمین خوردم....همیشه قصه آدم ازخوردن شروع میشه وبه خوردن خاتمه!خوردم اززندگی درزندگی!

  15-اهل کشیدن نبودم!زدم به مستی!شنیده بودم که مستی وراستی!امان ازمستی!امان ازبدمستی وسگ مستی وسیاه مستی!چه ها که «نکشیدم» ازاین مستی!؟آش نخورده ودهن سوخته!نکشیده معتادشدم وحالاچیزهامیکشم از دست«مستی!

  16-فصلهاراببین!ببین!نه...بشنو! بشنو!صدای عشق می آید!سیمرغ حقیقت!ققنوس اقبال بشردرراه است!اینهاکه همه مادیدیم شوخی بود.گل بازی بود.حالانوبت گل بازی است.بیاتاغرب راگل بزنیم....تاگل باران شودهستی!...

 17-موسیقی حیرت است هستی!رودخانه ایکه تورابه اقیانوس بینهایت سکروصحومی اندازد!قایقی باید!پارویی باید!قایقرانی باید!بادی باید!نبایدبترسی میان این همه باید!شاید؟!

  18-سرسفره آفرینش نشستم.شراب عهدازلی نوشیدم.مست که شدم فراموش کردم!ازآنجابودکه خداانسانم خواند!هم عهدبسته بودم هم شکسته بودم!ریشه انسان اینجابودکه ازانس ونسیان نشات گرفت....جمع نقیضین!بدمستی کردم!یکمرتبه دیدم ازسرسفره خدادرعرش سراززمین درآوردم....زمین!خانه ام....ریشه ام...پدرم....پدر!

 19-افتادم درحیرتکده هستی!یک بشقاب پرسش خوردم باپیازفلسفه!

 20-سهمم ازباتوبودن قفس شد!

  21-مرز ماتاکجابود؟!درکهکشانی دوربلعیده شدم درسیاهچاله تنهایی زمان!وسکوت...

  22-نفسهای جهان راببین!نفس جهان راببین!تکراراست اماتکراری نیست!این وجدمرابه رقص می آورددرکارگاه آفرینش!

    23-تفسیری داشتم ازهستی تصویری شدمستی که زمانه تصدیق کرد!

  24-پاییزتنهایی ام راتنهاگذاشتم...وکویرسکوتم رابه تمنای دریای وجودت ترک کردم...بامن آب تنی میکنی؟!

   25- بته بودم...خاک شدم...درخت شدم..تاک شدم...انگورشدم...شراب شدم...سرکه ناب شدم...چه شدنی!چه شدم؟!

    26-پرنده مهاجری هستم برزمین.فصل کوچ ام برسدمیروم.تنهایی ام وسکوتم رابه تودادم...توبه من چه میدهی؟!حرف بزن!

    27-آلوده تنهایی شدم.معتادعشق شدم...سکینه ام رفت...

     28-عریان٬میبینم٬میبینم٬عریان٬ جهان را!بریان می بینم جهان را!بحران میبینم جهان را!

    29-چه سرنوشت محتومی است مرگ ستاره درکهکشانی دور!ایکاش بدانم مهمان کدام سیاهچاله ام؟!

     30-آنتی ویروس گناهم به روزنیست!قلندرکوچه تنهایی شدم...درتاریخ یخستان وجودم  شکفتی!