تاملی درباب پوشش درعصرآنارشیسم- رسانه ای غرب

یکی از مسائلی که برای بشر حائز اهمیت بوده  بحث پوشش است. همه جوامع درتاریخ دارای پوشش بودند امابسته به  نوع فرهنگ نوع پوشش نیز متفاوت بوده است.این پوشش یک وجهش انسان رااز سرماوگرما وگزند حیوانات وبیماری –برای سلامت جسم محفوظ می داشته-مصون نگه می داشت،اماوجه مهمترش دربردارندگی وجود انسان بوده  که امردینی-اخلاقی محسوب می شود ودرادیان ابراهیمی –یهودیت ،مسیحیت،اسلام،زرتشت-تاکیدبسیاری بران شده ،انچنان که از ان به عنوان "حجاب" یاد می شود.درتفکرسنتی،دینی،وجهان ماقبل مدرن  همه انسانها درتمدن های خویش  به نحوی لباس می پوشیدند که جسم درلباس مستحیل می شد لذاجذابیت جنسی درفرد مقابل ایجاد نمی کردوزیبایی درحجاب معنی می شداما امروزه لباسها جهت نمایاندن اندام استفاده می شود ودرحقیقت لباس دراندام گم می شود که این طرز پوشش حاصل نگاهی است که به آن مد گرایی می گویندوباعث تحریک جنس مخالف وبه تعبیر شهید هاشمی نژاد  "زنای ذهنی" می گرددواین برهنگی را زیبایی می نامند!باورودبه عصرجدیدوحاکمیت عقل ابزاری  درغرب وبسط آن توسط رسانه ها تصویری وومحصولات فرهنگی وهمچنین حکومتهای وابسته به انان درشرق به خصوص کشورهای ا سلامی –همان غربزدگی-این مشکل ابتدادرغالب یک ناهنجاری اجتماعی وبعد به شکل یک اپیدمی  درجامعه اسلامی فراگیرشده که ما ان را ضد هنجاروغیرارزشی می دانیم.بانگاهی به تاریخ پوشش درتمدن انسانی چنانکه اقای حدادعادل درکتاب "برهنگی فرهنگی وفرهنگ برهنگی"یادآورمی شوند ما شاهد پوشش چه برای زن چه مرد هستیم.امادرمدرنیته چون این سبک زندگی تغییر می کند این تغییر دراندیشه به دگرگونی در جنس زندگی به گفتار،رفتاروپندارتماما جنسی یا زندگی جنسی منجرمی شود که نه تنها درحوزه فردی بلکه درحوزه نظام اجتماعی نیز نمایانگراست که دریک پروسه از تغییرارزشهای تمدنی ونسخ،مسخ وفسخ ارزشی خبرمی دهد.یک شکل از این غربزدگی انسان رادرحوزه  جنسی به اصالت  لذت،اصالت فرددعوت می کند که نهایتا منتج به پوچگرایی می شود.درجامعه اسلامی ایران زمان مشروطه با کشف حجاب داوطلبانه  یک زن بهایی  برای اولین بار درسطح اجتماعی باب هنجارستیزی با حجاب گشوده شددرحالیکه حتی قبل از ورود اسلام به ایران به استناد سنگ های حکاکی روی کاخ های به جا مانده از دوران هخامنشی وساسانی زنان ایران دارای پوشش کامل بوده اند.شدت این جریان درزمان پهلوی اول است که به صورت اجباری توسط دولت باتمامی ابزارها به اسلام ستیزی درقالب مبارزه با حجاب پرداخت.پهلوی اول از اتاتورک که درترکیه نظام لائیک را بنانهاده بود الگوبرداری کرد.پس بدحجابی علت نیست بلکه  معلول است وقریب به صدسال این فعل تاریخی ریشه دارد هرچند که نوع آن تغییرکرده وچنانچه اشاره شد ریشه درغربزدگی دارد.پهلوی دوم به صورت پیچیده تری اقدام به ارزش زدایی از جامعه ایرانی کرد چنانکه با بسط نظام دانشگاهی سکولار ،آموزش وپرورش لائیک،ایجادکاباره ها ومشروب فروشی ها وسینمای مبتذل و..سپردن مراکز فرهنگی ومدیریت نهادهای اقتصادی-ایجادسیستم بانکی که ربوی است-به بهایی ها جامعه را به سمت سبک زندگی امریکایی می برد.تاین مقطع از تاریخ ارزش های غربی به اجباروتوسط نهادهای حاکمیتی به مردم تحمیل می شد-هرچندالان هم نظام سلطه از ابزارهای تحمیلی استفاده می کند ونمونه ان آذربایجان است وهمین طور اروپا- اماباوقوع انقلاب اسلامی –که سراغاز بیداری انسان هست-وپس از ان جنگ تحمیلی هشت ساله –دفاع مقدس-جامعه ایرانی به بازتولید ارزش های اسلامی شیعی پرداخت وساحت نظام اجتماعی ایران به ساحت قدس نزدیک شد اما از انجا که ساختارهای نظام اموزشی ،اداری،وفرهنگی کشور بنابه ماهیت سکولارشان مورد بازنگری وتغییراساسی قرارنگرفت ومدیریت فرهنگی مبنی برانقلاب فرهنگی که مد نظر امام راحل (ره) بود  اعمال نشد شاهد نهادینه شدن ارزشهای غربی درساخت های جامعه ایرانی دردوران به اصطلاح  سازندگی بودبودیم که یک شکل ان اتخاذ سیاست های کاهش جمعیتی ،نفی طب سنتی و...بودیم که به سرمایه داری درحوزه اقتصادی ،اصالت فرد درحوزه اجتماعی ،اصالت لذت درحوزه روان شناختی ،اصالت قدرت درحوزه سیاسی  گردید-مبانی اندیشه مدرن پی ریزی شد-که از بطن ان سبک زندگی دردوران اصلاحات که به تثبیت وترویج این ارزشها اقدام می نمود متولد شد که نه بااندیشه اسلامی مطابقت دارد نه با ساختارجامعه ایرانی واینگونه بود که جامعه ایمانی به مدنی تقلیل یافت ومومنین نه به عنوان برادربلکه به عنوان شهروند تعریف شدند!وحجاب نیز معنای شخصی نه دینی تعریف گشت که هرکسی برحسب فکر گمانی دارد!...

بدحجابی علت نیست معلول است وتازمانی که منکراین معلول هستیم  نوع مواجحه با این مسئله را نه ریشه ای بلکه سطحی دیده ایم وقادر به حل ان نخواهیم بود.لذامواجه مابا ان نه به عنوان یک حقیقت تاریخی وواقعیت اجتماعی که به عنوان یک اسیب اجتماعی تبدیل به یک اپیدمی شده  نخواهد بود بلکه کنش اجتماعی را پیچیده ترخواهد کرد وضرورت نگاه فرهنگی واتخاذ روش های فرهنگی را ملموس ترخواهد کرد.این مدیریت  فرهنگی دروهله اول به مهندسی فرهنگ ومهندسی فرهنگی خواهد پرداخت که روش مندانه به سمت هنجارسازی پیش خواهد رفت وتنها به ابزارهای سلبی اکتفانمی کندچراکه درپیش گرفتن رویه سلبی  امکان بازتاب معکوس رفتاراجتماعی رابه احتمال تبدیل می کند.امروزه مادرجهان به اصطلاح جهانی شده زندگی میکنیم که مرزبندی فرهنگی  بسیارسخت است وبا حاکمیت تکنیک وبسط تکنولوژی رسانه ای نوعی اختلاط فرهنگی وتکثرگرایی معرفتی رادرعرصه  اجتماعی به ارمغان اورده که دران شهروندان به سمت آزادی های فردی می روند وانتظارشان از جامعه ای که دران زیست می کنند زیادتر شده است.مفهوم خانواده تغییرکرده وفرزندان زودتراز خانواده  جدامی شوند-سربازی برای پسران  ودانشگاه  برای دختران-لذارصدفضای فرهنگی درحوزه های مختلف وارایه راهکاروبرنامه ریزی درسطوح ونهادهای فرهنگی واموزشی آسیب پذیری جامعه را کمتر خواهد کرد والبته این امر مستلزم این است که نهادهای حکمیتی از موازی کاری پرهیز کنند وشیوه های ایجابی را جایگزین روشهای سلبی کنند چراکه درپیش گرفتن روشهای سلبی جامعه را به سمت نهان روشی خواهد برد چنانکه عده ای با ایجاد شغل کاذب  به نصب ماهواره یا فروش وی پی ان می پردازند ومتاسفانه دراین حوزه ها با خلا قانونی یا تفسیر قانون مواجه هستیم.بخش اعظم جامعه مارا طبقه متوسط شکل داده که  خواسته وناخواسته واگاهانه ونااگاهانه به سمت زندگی به سبک غربی می روند وجنسیت مرکز یا محور زندگی انسان مدرن است چراکه از حیث معرفتی از نظرگاه اندیشه غربی انسان همان حیوانی تعریف شده که درصدد ارضای  امیال غریزی خویش است با این تفاوت که هوشمند است!پوشش مناسب جدای از اینکه تکلیف شرعی است از حیث نگاه جامعه شناختی امنیت روانی فرد وجامعه را تضمین میکند وبهداشت روانی وجنسی جامعه را از آسیب پذیری مصون نگه می دارد پس بیاییم حتی اگر اعتقادی به گزاره معرفتی نداریم با احترام به ان به عنوان یک هنجار راه را برای سلامت نظام اجتماعی نبندیم!