نوروزازدریچه حکمت انسی
نوروز ازدریچه حکمت انسی
به گفته یکی از شرق شناسان ایرانی قومی تمام اسطوره ای است که کل ساحت وجودی قوم خودرا دراسطوره تعریف کرده است که درساحت عین با الگوقراردادن ان آرکی تایپ ها به کنش وواکنش درمقابل دیگری وخود پرداخته است.این اسطوره ها تنها نقش صرف ذهنی ندارند بلکه دربطن زندگی ایرانیان حضوردارند .نوروز نقطه اوج وتعالی زمان اندیشی ایرانیان است که آدمی رااز فضای زمان فانی مکانیکی نیوتونی و واتچ کانتی به زمان باقی رهنمون می کند واز مکر لیل النهارزمان غربی که ادمی را درساحت غفلت تعریف میکند عبورمی نماید وبه سمت پس فردای تاریخ با یاد عهدازلی انسان درعالم پری روزی که وجود انس وانس وجود بود می اورد.این یاداوری تکراراست اما تکراری نیست .نوروز افق انسان است درتکرار خویش چراکه این نسبت انسان را متذکر رابطه اصیل با خویشتن ووجود می کندکه انسان دچارروزمرگی نشود واز حقیقت وجود ووجود حقیقی فاصله نگیرد وان را به ورطه فراموشی نسپارد .نوروز علاوه برا انکه زمان حقیقی –زمان باقی –را به ما نشان می دهد مارادرحقیقت زمان قرار میدهد وان نگرشی است که صیرورت عالم را ازدریچه حکمت الهی می بیند وبه تعبیرتوین بی تاریخ را اراده الهی می انگارد تا شاهد تحقق ان باشد.
نوروز علاوه برزمان شناسی مارادعوت به آرمانی می کند که روزگاری بشردرامت واحده که درعالم پریروزی بود تجربه کرده ونه تنها از ذهن دور نیست بلکه درساحت عین باردیگر درچشم انداز عالم پس فردایی قابل تحقق است که دوباره انسان درجوار وجود وحقیقت وساحت ایمان ابراهیمی سرود یکپارچگی وهمپارچگی را پس از کثرت نسیان بار ادمی دردوران های حجاب های تاریخی به ارمغان می اورد .نوروز یاد اورعهد ازلی انسان است درقرب وجود که حقیقت آن تجلی ولایت باطنی درولایت تاریخی است واز این ولایت بود که جمشید بردیوان چیرگی یافت وجهان به روشنایی گراییدونورانی گشت.
نوروز پیروزی روشنایی-حقیقت تاریخ-وتاریخ حقیقی –که نوراست-رابه ما هدیه می دهدتادربهار طبیعت به تعبیر نیلزبور نه تنهاتماشاگر بلکه بازیگر نمایشنامه وجود باشیم .نوروز اغاز عالمی است به نام بهار ونقطه عزیمت قوم انسانی است از وضعیت موجود به وضعیت موعود تابشرپس از طی ادوارتاریخی هویت غیب مستور شده دراسما رادیدارکند ودرساحت دیدارقرارگیرد و امت واحده درپس فردای تاریخ تحقق پیداکند .نوروز طلیعه بهار است وبهار انقلاب طبیعت پس از خواب زمستانی جهان که جان را تازه می کند ونوید دهنده بهار تاریخ برای اعلام وجود ووجوب ولایت باطنی با ولایت اسطوره ای –تاریخی است.نوروز هم راه است وهم شرط تحقق راه.نوروز درمسیر مصیر بودن است.به امید اینکه انتظار کنشگرانه بشر به ظهورنوروز تاریخی وبهار تاریخ منجر گرددوموعودی رستم وار اسب تروای یونانی رااز اشکبوس کشانی غربی بستاند تا تابوی ولایت تکنیک شکسته شود وعهدی دیگر درساحت عالمی دیگر با حقیقت ذیل ولایت حق بسته شود.