تقدیم به همکارهایی که برعکس ما هستند!

ماکس وبر درتحلیل خود از اینده معتقد بود سیستم های اداری-بوروکراسی-قفس آهنینی خواهندشد که ادمی را درخود دربرمی گیرد.مارکس نیز از الیناسیونی که نظامهای جدید به وجود می اورد وانسان را از خود بی خود می کند به داد امده بود.گویی فیلم چارلی چاپلین -که از تبدیل شدن انسان به عنصر مکانیکی وماشینی ساخته بود- نه برای خنداندن بلکه برای فهماندن -از آنچه بشر با اختراع ابزار برسرخود می آورد -وترسیم وضعیتی که انسان خود عامل ان بوده واکنون دران اسیر شده بود ولی هنوز هستند کسانیکه به جای فهمیدن میخندندوبی شک این خنده نه از سر اگاهی بلکه از ساحت غفلت است.شهید اوینی نیز می گفت روزی را می بینم که جها دها اداری شوند نه اداره ها جهادی !بی شک نظام اداری زائیده عالم جدید هست وغایت عالم جدید هم یکسان سازی جهان به دور از آرمانشهری است لذا وقتی نظام اداری منشائ عالمی باشد که ادمی را دراکنون نگه می دارد وبا "هست ها"به سر می برد نظام اداری حاصل از ان نیز با "بایدها"کاری ندارد!پس جستجوی "بایدها"وطلب ترسیم غایت دینی وارزشی نیز در نظام اداری جای خود را به روزمرگی می دهد.برعکس جهان متجدد دین غایتش ساخت انسان وجامعه انسانی براساس اخلاق دربستر "هست ها"است وبین این دو هیچ تناقضی نمی بیند لذا نظام اداری درجامعه وحکومت دینی نیز باید منبعث از مبانی فرهنگی ومطابق ساختار ارزشی انجا باشد وگرنه کارکردش همان خواهد بود که از ان سخن رفت.درچنین وضعیتی اصلاح نظام اداری ممکن نخواهد بود وهرنوع تغییر درراستای عالم جدید حرکت خواهد کرد.درفتح مکه پیامبر اکرم(ص)ابوسفیان را مسئول جمع آوری بیت المال کرد واین کار از چند جهت قابل تامل است:۱-  از نفوذ اجتماعی اوبرای عدم گسست اجتماعی استفاده کرد۲-باعث پیوند اجتماعی شد۳-بین حاکمیت ومردم مومن فاصله نمی افتد.۴-کار مردم سریع انجام می شود ومردم معطل ونهایتا بدبین نمی شوند-۵-ابوسفیان درچنین فضایی شرمنده می شودورفتارش اخلاقی می شود۶-به جای بخش نامه ای کردن با زبان فطرت ومودت با مردم صحبت می شودو....می بینیم که غایت دین واندیشه دینی درنظام اداری حاصل از ان نیز تاثیر می گذارد وبالعکس ان نیز درسیستم های اداری ما که بخش نامه محور یا فرد محوراست مشاهده می شود که درچنین سیستمی صحبت از نقش پردازی کارکنان درقالب پست سازمانی برای نیل به نتیجه است!لذا مي بينيم كه نظام اداري  اجراكردن گزاره هاي –معرفتي  مدرنيته درقالب قوانين اجتماعي است واين امر محقق نمي شود جز با گره خوردگي با علوم انساني كه به زعم استاد فرديد (ره) علوم حيواني ودرخدمت نفس اماره است .طاغوت مضاعف براي مشروعيت بخشي خويش نيازمند مباني تئوريك ومتد براي تضمين حضور باقي خويش است وعلوم انساني با توليد وباز توليد طاغوت  وسپس بسط وتثبيت آن مي پردازد،اگر فلسفه كار توليد مباني تئوريك را به دوش مي كشد وجامعه شناسي وروان شناسي به بسط آن مي پردازند علم مديريت نقش تثبيت آن را بعهده دارد!اگردرعالم ديني رايطه ها براساس ايمان تبيين مي شد ودرقالب تئوري:امت-امامت خودراعرضه مي كرد وغايت رسالت رهبردرجامعه اخلاق ورسيدن به تعالي بود درعالم جديد ودرنظام اداري حاصل از ان مديريت ونسبت بخش نامه اي به ايجاد ارتباط يك سويه با استيلاي مدير  سمت وسو پيدامي كند.اين استيلا درعرصه اجتماعي به تعبير ماركوزه  توتاليتاريسم صنعتي رادرپي خواهد داشت وشئي وارگي را درعرصه اداري به جاي روابط انساني حاكم خواهد كرد تاجايي كه فوكو ودريدا داد مركز گريزي را سر مي دهندوغايت چنين روشي چنانچه گفته شده همان نظم نوين جهاني ويكسان سازي عالم است وجان كلام اينكه:نظام اداري بسط وتثييت مدرنيته طاغوت زده مضاعف است!دراخر شعر از قیصر شعر انقلاب تقدیم می گردد:

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري


لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري


آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري


با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري


صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري


عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري


رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري


عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري


روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري!

                  قیصر امین پور