سیرت آئین درصورت آئینه
ایران نیزاز کشورهای متمدن دنیاست که چندین هزارسال پیشینه تاریخی داردومردم ان رااز گذ شته های دور به واسطه حکمت(شعروادبیات وهنرو..)می شناسند.از این روست که دستاوردهای فرهنگی (شعر،داستان، باورهاوضرب المثل هاو..)هم برزندگی این قوم تاریخی تاثیر گذاشته هم نگرش آنهارا نسبت به انسان،تاریخ،جامعه وزیستجهان خویش درنسبت با غیر بردیگری روشن نموده است.پیداست که به واسطه گره خوردگی ودرهم تنیدگی ادبیات –که شامل تمامی دستاوردهای فرهنگی چه درقالب اثارمکتوب وچه شفاهی چه هنری مثل معماری و..-با تاریخ وزندگی ما ایرانیها ،شرق شناسان درمطالعات خود پیرامون ما این نکته را گوشزد می کنند که ایرانی درذات خود با اسطوره گره خورده است ودرساحتی استعاری ورازورزانه زندگی می کند که" نهان روشی"به عنوان یک استراتژی ، تاکتیک وحتی یک باور درمواجه با پدیدهای پیش امده در زیستجهان انها یا اتخاذ چنین رفتاراجتماعی تاریخی درقبال دیگری قابل تعریف هست که مصداق بارز وعینی آن غیر پیشبینی بودن این قوم تاریخی است که تنها می توان آنهارا این گونه تعریف کرد که خارج از تئوری های علوم اجتماعی کنششان روی می دهدوبرخلاف انچه درغرب به عنوان" اراده معطوف به قدرت" در ساحت"داروینیسم اجتماعی "تبیین شده عالم ایرانی اراده معطوف به حق درساحت "عالم نور"قابل تعریف است!به جهت تقابل ماهیتی زیستجهان ایرانی درمقابل غرب است که حتی شرق شناسانی چون جیمز موریه با ادبیات استعماردست به قلم برده و بسیاری از باورهای ایرانی را که هویت فرهنگی اورا می سازد ودرقالب ضرب المثل ظهوروبروز پیداکرده را به باد استهزا می گیرد چنانچه جمله "دماغت چاقه؟"راکه ایرانیها برای احوالپرسی از هم می پرسند ویا برای ورود به خانه به احترام بزرگتر اورا جلوتر تعارف می کنند"به سخره می گیردونشانه ترس بی مورد می انگارد درحالی که با جان فرهنگ ایرانی اشنا نیست واز ساحت عالم ایرانی درغفلت است.البته این شرق ستیزی گاه آگاهانه واز موضع تمدنی بوده وگاه نیز ازموضع استعمار برای استثماران ملت از طریق شناخت به ان فرهنگ که درگذشته مسئولیت این کاررا سفرای کشورهای غربی چون رابینوبانوشتن تاریخ ادابو رسوم مردم شمال وادواردبراون با پژوهش پیرامون تاریخ ادبیات وهنر به انجام رساندند-دردوران استعمارکهن-ودردوران استعمارفرانو-به دلیل دردست داشتن نظام رسانه ای که قادربه تغییرافکارعمومی است -از شرکتهای اطلاعاتی –امنیتی چون" یارپا"که درصددساخت نرم افزاری برای فهم استعاره ها ی ایرانی هست استفاده می کنند..ضرب المثل ها نقش بی بدیلی را در انتقال زبان استعاره وانتقال تجربه های تاریخی یک قوم دارند.ضرب المثل ها جهانی از اندیشه را با خود به نسل های قوم ایرانی وغیره منتقل می کنندکه تطور معنایی را از حالت فکاهی گرفته تا طنزو...را درخودهمراه دارند.به عنوان مثال :"به روباه می گویند شاهدت کیست؟می گوید دمم!" مرادازروباه ادم بدطینتی است که دراینجابرای اثبات مدعای خود به دلیلی مستمسک می جوید که تنها ازدریچه نگرش خویش قابلت استناد را دارد.روباه درادب فارسی درداستان ها از شخصیتهای کلیدی محسوب می شود که به عنوان موجود چرب زبان ومکار قادر به فریبندگی دیگران برای تحقق امیال خویش است.درداستان "شیروگرگ وروباه"مثنوی ملای روم اوج این زیرکی را می بینیم ودرکتب درسی نیز همواره از ماجرای گفتگوی روباه وکلاغ ودزدیدن پنیر کلاغ توسط روباه وهمچنین تلاش روباه برای گول زدن خروس جهت پایین اوردن او ازدرخت برای خوردنش وحرفهای ردوبدل شده بین انان زیاد شنیده ایم.حتی درکارتون های ساخته شده برای کودکان نیز روبا نقش حیله گری را بازی میکند وماجرای روباه کاردرداستان ینوکیوراهمه ازدوران کودکی به یاد داریمهرچند دررابین هود روباه نقش قهرمان را دارد اما واقعیت تاریخی رابین هود حکایت از اوباش بودن اودارد که سینمای غرب با افسانه ای کردن چنین شخصیتهایی علاوه بر تحریف تاریخ درصدد تغییر مفاهیم خوب-بد هست که دراینجا مجال بررسی ان نیست.ضرب المثل ها به عنوان یکی از بزرگترین گنجینه های فرهنگی یک قوم محسوب می شوند که می توان در آئینه آن آئین یک ملت تاریخی را نگریست وازاین طریق به چگونگی چینش آنها در معادلات اجتماعی-فرهنگی-سیاسی و...همینطور نوع مواجه انان درقبال غیر پی برد ودرجامعه شناسی وروان شناسی آن قوم از حیث موضوعات گوناگون لحاظ کرد.با رباعی از مولانا به این نوشتارخاتمه می دهیم :
درمسلخ عشق جز نکورانکشند
روبه صفتان زشت خورانکشند
گرعاشق صادقی زکشتن مگریز
کفتاربود هرانکه اورانکشند