فرازوفرود جنبش دانشجويي
عليرغم آنچه كه بيان شد جرياناتي درصدد هستند تا اين شرايطي كه ما از آن به عنوان ثبات ياد مي كنيم به تنش وبحران وبه اصطلاح از آب گل آلود ، ماهي بگيرند ودراين ميان چه كسي بهتر از دانشجو ؟ چرا كه همانگونه كه درسطورقبل اشاره كرديم دانشجو ونظام سياسي ما جايگاه ويژه اي دارد وجنبش دانشجويي نيز از مقام ومنزلت خاصي برخورداراست كه درمعادلات اجتماعي ، سياسي واز همه مهمتر علمي خودرا نشان داده واين مسئله را به بعضي ها فهمانده كه وزنه سنگيني دراين معادلات دارد واز چنان توانايي برخورداراست كه هركس ونهادي را به پاسخگويي واداركند .
طبيعي است وقتي كه دانشجو جنبش دانشجويي از اين پتانسيل ها ، درزمينه هاي مختلف به خصوص سياسي ، برخوردارباشند توجه برخي از جريانات سياسي ، اعم از داخل يا خارج ، را به خود جلب كنند واين جريانات وگروهك ها درصدد باشند براي رسيدن به منافع شخصي وگروهي خود از دانشجو وجنبش دانشجويي استفاده ابزاري كنند ودرجهت اهداف خود بهره برداري سياسي نمايند وبدون ترديد دراين ميان دانشجوست كه فدا مي شود واين جنبش دانشجويي است كه ازرسالت واقعي خود فاصله مي گيرد وبه بيراهه كشانده مي شود كه سرانجامي جز نابودي وانحطاط وانزوال نخواهد داشت ! ودراين بين دانشجوست كه تاوان پس مي دهد وديگري است كه به مقصود رسيده است وچه بازي خطرناك وچه سرانجام شومي ! پس ضرورت عقلانيت ومشخص بودن آرمان هاي جنبش دانشجويي وترسيم نمودن مرزها براي معلوم بودن اهداف وضرورت كسب ، حفظ وترويج آنها توسط جنبش دانشجويي بايد هميشه مورد توجه اين جنبش باشد .
چنانچه اگر جنبش دانشجويي عدالت محوروجنبش نرم افزاري باشد يعني اين دو مقوله را سرلوحه كار خود قراردهد يقيناً نه تنها ابزاري دردست ديگران نخواهد شد بلكه تأثيرگذارنيز خواهد بود چنانكه درجريان 16 آذرقبل از انقلاب همين طورتسخيرلانه جاسوسي بعد از انقلاب وتحصن دررابطه با كارتون خواب ها بيانگر حركت درست وريشه اي جنبش دانشجويي بود كه هرگز كسي اين حركت هاي عدالت خواهانه را فراموش نخواهد كرد والبته حضور مستمر وفعال درزمينه هاي علمي درسطح جهاني را نيز بايد براين افتخارات افزود ... تمامي آنچه كه بدان اشاره شد باز شاهد كج روي ها وتندروي ها همين طورنزول وعدول عضي از دانشجويان وجريانات دانشجويي دردانشگاه از آرمان هاي مشخص شده هستيم به اين معني كه درسالهاي اخيربعضي از احزاب سياسي شكست خورده كه هيچ جايگاهي درجامعه ودربين مردم ونظام سياسي ندارند تلاش مي كنند يا بزرگ نشان دادن برخي از شكايات در جامعه ودانشگاه از مسائل كوچك كره بازند ، با جهت سياسي ، به تحريك دانشجويان بپردازند ودربرخي مقاطع موفق هم شدند ، اين امر برپيكره جامعه ودانشگاه لطمات جبران ناپذيري را وارد كرده به خصوص دانشجو وجنبش دانشجويي كه همه ي مسائل روي سرآنان خراب مي شود ! چون اين جريانات همانگونه كه خود درابتدا شهامت ايستادگي مدني را نداشتند دراين شرايط نيز خود را به عقب كشانيده واز دانشجويان به عنوان سپراستفاده خواهند كرد وجامعه نيز نسبت به دانشجو وجنبش دانشجويي بدبين خواهد شد واينجاست كه ماهيت دانشجويي وضرورت وجود آن وآرمان هايي كه براي خود ترسيم نموده بود برپرسش كشيده مي شود !
مثلاً درجريان كوي دانشگاه تهران يا ماجرايي كه دردانشگاه اميركبيرصورت گرفت كه چند دانشجو درنشريه اي عصمت پيامبر (ص) را نفي ووجود حضرت مهدي (عج) را ناديده گرفته بودند وبراي حفظ شأن دانشجو وحفظ نزاكت از ذكر موارد ديگر خودداري مي كنم واينجاست كه عده اي از نوستالژي جنبش دانشجويي سخن مي رانند وديگري كه خود باعث به وجود آمدن اين جريان شده از احتضارجنبش دانشجويي مي گويد !
جالب اينجاست كه اينان خود دانشجورا به كام نهنگ مي برند وبعد مدعي حمايت مي شوند درحاليكه اگر كسي بايد متهم ومحكوم قلمداد شود اينها هستند كه از صداقت ها سوء استفاده مي كنند ....
يا عده اي كه تعدادشان از انگشتان دست هم تجاوز نمي كند تحت تأثيرجريان باريچه بازي هاي سياسي كساني مي شوند كه حتي حاضرنيستند به خاطراعتقاد خود بهايي بپردازند ، اين كه اعتقاد آنان درست است يا نه واين كه چقدربه اعتقاد خود پايبندند بحث ديگري است ! وبه قول خودشان درمخالفت با طرح ايجاد امنيت اجتماعي تحصن مي كنند !! تحصني كه نه شعاري درآن سرداده مي شود ونه سخنگويي دارد ، تحصني كه نه بيانيه اي دارد ونه مورد قبول جامعه دانشگاهي قرار مي گيرد ، تحصني كه كوچكترين تأثيري از خود نشان نمي دهد وهيچ واكنشي را ازسوي هيچ فرد ونهادي ايجاد نمي كند ، تحصني كه به قانون وقانونگذارتوجهي نمي كند وبدون مجوزشكل مي گيرد ، تحصني كه با خط دهي برخي از جريانات بيرون دانشگاه صورت پذيرفته ، بگذريم مي ترسم خيلي آبرويشان را ببرم وبه ذكر همين چند مورد درباب تحصن اكتفا مي كنم ! تحصني كه مي توانست درمورد چيزهاي مهم تري خيلي زودتر شكل مي گرفت !
حقيقت امر را اگر بخواهيد وقتي نگارنده برچنين تحصن (با وجود مطالبي كه درسطورقبل بيان شد اگر بشود نامش را تحصن گذاشت) نگاه مي كند يادش به بازي پانتوميم مي افتد كه تنها با اشاره دست ها فردمورد نظرمقصودش را مي رساند ، بگذريم قصدم حاشيه رفتن نبود بلكه مي خواستم اين نكته را عرض كنم كه حركت غيرمعقولانه ، غيرقانوني وكوركورانه بعضي ها باعث مي شود كه به جنبش دانشجويي صدمات جبران ناپذيري وارد شود وبه طوريكه امروز بعضي اصلاً منكر وجود جنبش دانشجويي مي شوند وعده اي نيز ضرورت آن را نيز ناديده مي گيرند وبر دانشجوست كه با شعورسياسي خود به شناخت صحيحي از شرايط ، همه جانبه ، جامعه خود برسد تا جريانات منزوي سياسي را نااميد كند وخودرا به حربه اي دردست ديگران تبديل نكند تا بعضي تصوركنند جنبش دانشجويي آرمان خودرا فروخته است واهل مطالعه است ، بلكه چنان رفتار نمايد كه مورد اعتقاد جامعه وحاكميت باشد ودرگفتمان منطقي به بيان ديدگاههاي خود بپردازد وبا رفتاري معقول ، مقبول ومشروع وقانوني برجامعه آگاهي ببخشد .