عمومي است مثل نانوايي ، مغازه ، دانشگاه  و... جوانان بسياري را مي بينم كه درگوشي هاي همراه خود تصاوير ، فيلمها وآهنگهاي مبتذل ومستهجن ريخته اندو جالب اينجاست كه از اطرافيان مي خواهند كه آنها را ببينند ونظرخودرا درمورد آنها بدهند!!!! اين مسئله به كرات درطول هفته رخ مي دهد با اين حال شدت اين عمل ضد اخلاقي درمورد SMS (يا همان پيامك خودمان) فرستادن بيشتر است ، فراگيري اين پديده وتبديل آن به مختصات فنومن ضرورت رويكرد جامعه شناختي وروان شناختي آن را طلب مي كند . متوني كه تأويل وتفسيري براعم آنها مرتبط نيست اما بالقوه وبالفعل آثارتخريبي فراواني را به ارمغان مي آورد واين از نتايج سحراست .

ظهورورشد تكنولوژي عموماً درغرب متناسب با نيازهاي جامعه است كه خودرا درآن جامعه نهادينه مي كند ونظم اجتماعي را نيز به همراه مي آورد بعبارتي زمينه فرهنگي آن وجود دارد وبستراجتماعي نيز درسايه اين هماهنگي زمينه براي رشد وتعالي جامعه فراهم مي كند اما دراين بين جوامع توسعه نيافته كه نتوانسته اند به توسعه فرهنگي بپردازند وسياستهاي فرهنگي يا برنامه ريزي براي تحقق توسعه فرهنگي ناميد !! بيشتردرسايه سياسي كاري صورت مي گيرد واز سوي خود صاحب تكنولوژي نيستند . باورود بيش از حد آن بركشورمربوطه نه تنها باعث نظم اجتماعي ورفاه عمومي نمي شوند بلكه درخانه وجودخودآشفتگي را خواهند يافت چرا كه نسبت آنها با تكنولوژي اولاً برحسب نياز نيست ثانياً چنانچه اشاره شد زمينه فرهنگي واجتماعي آن به وجود نيامده وصرف اين استفاده اثر تكنولوژي به معناي رسيدن به تجدد يا متجدد بودن نيست وهنوز تصورمي كنند از اين راه مي توانند خودرا توسعه يافته درنزد ديگران معرفي كنند !! درنتيجه تكنولوژي دركشورهاي فوق كاركردي معكوس از خود نشان مي دهد يعني باعث بي نظمي واز سويي منجر به تحقيراخلاق اجتماعي خواهد شد چرا كه وقتي كشورفوق وحاكمان از تكنولوژي روز براي رفع نيازهاي خود استفاده مي كنند اما غافلند كه اين تكنولوژي فرهنگي را كه درآن به وجود آمده يا درخدمت آن است را نيز به ديگران منتقل مي كند . جان سخن اينكه به عنوان مثال وقتي ما از ماهواره يا اينترنت استفاده مي كنيم اگر اين استفاده معقول ومنطقي هم باشد مارا تبديل به موجود مصرفي مي كند كه دست آخرمجبوربه استفاده از برنامه هاي آنان درزمينه فرهنگي مي شويم يعني آنان به ما خوراك فكري وفرهنگي مي دهند واين حاصلي جز بحران هويت يا چندگانگي شخصيتي دربرنخواهد داشت .

من قصدم تحليل اين مسائل نيست ودرآتيه به بررسي مطالب فوق خواهم پرداخت ليكن درچنين وضعيتي تكنولوژي بخصوص تكنولوژي ارتباطي رايانه اي مثل ماهواره ، اينترنت واز همه مهمتر ماهواره كه هم دردسترس است وهم قابل حمل ، باعث آشفتگي اجتماعي و تحقيراخلاق اجتماعي مي شوند . چه ثمراتي را براي ما به همراه خواهد داشت . البته بعضي ازاين كالاهاي تكنولوژيكي هم ضررندارد مثل پول همه جا نيز قابل استفاده است . حال بحث ما به موبايل ختم كرده برماهواره واينترنت وپول الكترونيك واين بانك هاي سيارو... مي توان به ليست بلند بالايي از كالاهاي تكنولوژيكي اشاره كرد كه كاري معكوس درجوامع توسعه نيافته از خود نشان مي دهند وبرجاي مي گذارند .

به بحث اصلي باز مي گرديم چرا كه موبايل امروز دردسترس ترين وعمومي ترين وسيله ارتباطي است كه بيشتر مردم همراه خوددارند . به خصوص با جوايز وامتيازهايي كه مد شده است !!! وشما هم احتمالاً سركلاس درس يا سرويس اتوبوس ديده ايد كه عده اي ترانه گوش مي دهند ويا ادا واطوارهايي از خود نشان مي دهند ونمي توانند بيكاربنشينند وهويت خودرا درآن گوشي مي يابند . با توجه به اين كه گوشي هاي همراه روز به روز مجهزترمي شود وكاركردهاي آنها از عكس وفيلم وترانه ضبط كردن گرفته تا رفتن دراينترنت ونهايتاً SMS فرستادن افزايش مي يابد كه اين امرمي تواند كاركردمنفي هم داشته باشد مثلاً تجاوزبه حريم خصوصي يا عكس گرفتن و....

ما صرفاً به يكي از اين ها به نام پيامك اكتفا مي كنيم والبته اشاره نيز شد كه موبايل تنها چنين نقشي را ندارد وبرفرض استفاده صحيح اگر ما به شكل افراطي عمل كنيم هم تبديل به موجود مصرفي مي شويم هم وابستگي شديد پيدا مي كنيم از سويي وقتمان را مي كشيم واز سويي ديگر هزينه سرسام آوري را هم براي خود دست وپا مي كنيم !!! براين موارد مي توان عواقب وعوارض حاصل از چنين استفاده غير منطقي را افزود كه از ذكر آنها خودداري مي كنيم !!! SMS هاي ارسالي كه جملات حكيمانه بزرگان وشعرويا تبريك وتسليت به مناسبت ها ومراسم ونهايتاً جواب بعضي از پيام هاي آمده كه كاري را طرح مي كند موارد استفاده مناسبي است كه نگارنده هم هراز گاهي دستي برآتش داشته اما برخي انگاركاري به جز استفاده نادرست از گوشي ندارند !!! واما اس ام اس ها يا پيامكهايي كه متداول است وارتباطي كه باب شده وصغيروكبيرهم نمي شناسد ، اين پيام ها يا به شعرنو يا نثربا موضوعات مختلفي مي توانند باشند مثلاً اجتماعي ، سياسي ، مذهبي يا درمورد قوميت خاصي كه حاصلي جز تحقير اخلاق اجتماعي ندارد ودرشأن كلام نيست كه حتي به ذكرنمونه بپردازيم چرا كه يقيناً خوددرترويج اين كارسهيم خواهيم شد وموجبات ناراحتي بعضي از عزيزان وكيميا گران را فراهم مي كنيم وما نيز ازاين كارمعذوريم .

البته اين پيام ها گاه به صورت صوتي يا تصويري نيز فرستاده مي شوند . دوست تحصيلكرده اي مدعي بود مابايد شاد باشيم واين با آموزه هاي ديني مغايرت ندارد وبنده بيتي از مولانا به خاطرم رسيد كه مي فرمود : حرف ذكر بكر تأويل مي كني  خويش را تأويل كن ني ذكررا

به ايشان عرض كردم كه شادبودن چيزي است وفاسد كردن خود وديگران حديثي ديگر !!! متأسفانه ما ياد گرفته ايم كه اعمال بد خودرا توجيه كنيم يا به دنبال فلسفه بافي برويم !!! تصورمي كنم آنچه را كه درباب پيام فرستادن با گوشي يا كاركردهاي گوناگون آن كه مي تواند شكل منفي هم داشته باشد را به طوراجمالي عرض كردم واميدوارم دوستان ديگردرباب مسأله فوق وتأثيرات كالاهاي تكنولوژيكي ونقش تكنولوژي درجامعه ونسبت آن با ما ونهايتاً چگونگي حل اين بحران اجتماعي به تفصيل ؛ به تحقيق بپردازند .

درخاتمه پيامكي انتخاب شده كه نقض غرض نيست ولي مفهوم آن مبين انگيزه «اپيدميك» وشمول سرايتش بوده وتأكيدي نيز برمقاومت وممانعت از خدشه برفرهنگ اين مرزوبوم .

«حركت درمسيرآب از دست ماهي مرده هم برمي آيد» .