فرهنگ ایرانی ازساسی مانکن تاشهید آوینی
آخرین حیرت زمانی به سراغ تو خواهد امد که دیگر هیچ چیزی تو رابه حیرت وا نخواهد داشت.ریچارد براتیگان
چند روزی است درفضای مجازی وشبکه های اجتماعی موضوعی ذهن بسیاری از اصحاب فرهنگ وقلم وشهروندان کشورمان رابه خود مشغول کرده است.وان کلیپی منتسب به ساسی مانکن باحضور پورن استار امریکایی الکسیس تگزاس است. حقیر قصد پرداخت به این موضوع رانداشت تااینکه شدت این رویداد رابه حدی دید که ورود به این موضوع راضرورت دید
اینکه ساسی مانکن کیست والکسیس تگزاس کیست بایک سرچ ساده درفضای مجازی میتوان فهمید که اینان متولد چه سالی هستند ودرچه حوزه ای فعال هستند وچه اثاری تولید کردند.امااینکه چرا چنین اثرمبتذلی تولید ودرفضای رسانه ای موج ایجاد میکند جای تحلیل دارد.به عبارتی ازسویی باید به واکاوی علل تولید این هرزه نگاری توجه کرد وتحلیل نمود وازسوی علل بازخورد ان جا دارد که بررسی بایسته گردد
موسیقیهای تند رپ وجاز وهوی متال درغرب عمدتا توسط سیاه پوستها ومعترضان به مدرنیته وغرب سرمایه داری شکل گرفت.در اعتراض به نژاد گرایی سفید پوستها وسیاستهای جنگ طلبانه امریکا وغرب درجهان.اما این موسیقی اولا چه نسبتی با فرهنگ ما میتواند داشته باشد؟طبیعتا هنر مظروفی است که باید درظرف مناسب قرار بگیرد.اثار چون حامد زمانی ومجتبی الله وردی و.......که بااستقبال عموم مواجه شدند واثاری داخلی وبومی اند. اماهنرمندان وادیبان صرف نظر از دیدگاه های شخصی واعتقادات سیاسی ملزم هستند اصول انسانی را رعایت کنند وارزشها،هنجارها،باید ها ونبایدهای فرهنگی،تاریخی واجتماعی خودرا ملاحظه نمایند.
درهمه جای جهان کشورها قوانین داخلی دارند که همه ملزم به رعایت ان هستند.ازفرانسه وامریکا تاچین وروسیه وهند.اما گویی جریان نظام سلطه بامدیریت فرهنگی در استعمار فرانو(بعداز استعمار کلاسیک،مدرن،و تهاجم فرهنگی،شبیخون فرهنگی،ناتوی فرهنگی واکنون استعمار فرانو)که جنگی ترکیبی است بایک مهندسی تمام عیار درصددتسخیر سنگرها ی فرهنگی ماست
چندین دهه پیش نئومارکسیستها از تبدیل فرهنگ به صنعت توسط سرمایه داری خبر دادند وامریکا نیز پس از جنگ جهانی دوم رسما اعلام کرد که برعلیه شوروی ناتوی فرهنگی را آغاز کرده ونتیجه ان رادیدم.امروز دشمن درجه یک سرمایه داری جهانی اسلام ناب محمدی وجمهوری اسلامی
است که امپریالیسم جهانی باهدف یکسان سازی جهان_جهانی سازی یا گلوبالیزیشن_در صدد فریز واستحاله ایرانی است که به تعبیر فیدل کاسترو قلب معنوی جهان است.
بدون شک این افرادو اثار واین جهتگیری واین شبکه ها راباید در حوزه جنگ اداراک شناختی،جنگ نرم وجنگ ترکیبی در حوزه رسانه وفضای مجازی واز جنس فرهنگی وهنری انالیز کرد چنانکه پیشتر رابرت مورداک رسمااعلام کرد.
از ریحانه پارسا تا نیلوفر وپیمان وارش، ازگلشیفته ومهناز افشار تا ساسی مانکن وتتلو تا اخرین مهره شان الکسیس تگزاس.
هریک در پازلی ودر پروژه ای باایفای نقشی دریک نقشه فرهنگی.
شاید بسیاری نتوانند رابطه جریانی این افراد راکه ظاهرا مستقل هستند وگاه در تقابل قرار میگیرند را بپدیرند ولی برای تحلیلگر حوزه رسانه مدیریت فرهنگی ونقشه راه ونقش افرینی ها وپروژه ها کاملا روشن است
اما جدای از نگاه سیاسی وایدئولوژیک که پیشتر اشاره شد اثار رپ بازتاب معکوس درجامعه ما داشته تحلیل پدیدار شناختی اثر وتحلیل بازتاب ان از دریچه تفکر وفرهنگی نیز ضرورت است.ما دراین نوشتاردر چند سطح به بیان برخی پرسشها و تلاش جهت بررسی ان میپردازیم.
اینکه اولا سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی چیست وکجاست؟
رهبری عزیز سالها بحث مهندسی فرهنگی ومهندسی فرهنگ وضرورت نقشه راه فرهنگی وامثال لباس ملی راطرح کردند اما خبری نشد!
قدم اول تعریف،تبیین وتدوین سیاستهای کلی فرهنگی درکشور است.قدم دوم ضمانت اجراست که متاسفانه اولا درکشور دراین ۴دهه شاهد دونوع نگاه متضاد به حوزه فرهنگ بودیم.نگاه کلان انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی.
در انقلاب اسلامی حرکت معطوف به "اراده معطوف به حق"بودیم ولی درحوزه اجرا دولتها ومدیران تکنوکرات وغربزده فرهنگ رااولویت ندادند ومستقل ندیدند لذا بعدازجنگ ذیل سیاستهای سرمایه داری وسیاست بردند.و ارزشها کم کم به سمت غرب تغییر کرد وبه قول معروف وقتی ارزشها عوض شدند ،عوضیها ارزش شدند! وبه قول سید حسن حسینی در مجموعه ابها ومردابها: ماجرا این است،کم کم کمیت بالاگرفت/جای ارزشهای مارا عرضه کالاگرفت!!!
(بحث حجاب اختیاری،دوچرخه سواری زنان،حضور زنان در ورزشگاه ها و....ازجمله این بازیهای سیاسی بوده)دولتها باید ملزم به اجرای سیاستهای فرهنگی باشند نه اینکه سیاست جدای از منافع ملی ونظام درپیش بگیرند وبه اصطلاح سند ۲۰۳۰ رااجراکنند.سند ۲۰۳۰بخشی از جنگ ترکیبی برعلیه ماست درحالیکه درخود غرب خطوط قرمز وجود دارد.
طبیعی است کمیسیون فرهنگی مجلس،شورای عالی انقلاب فرهنگی،نخبگان دانشگاه وحوزه،رسانه ها واصحاب قلم اعم از نویسندگان وهنرمندان دراین حوزه باید نگاه تمدنی داشته باشند و صداو سیما،وزارت علوم،وزارت ارشاد،وزارت ارتباطات، وزارت آموزش وپرورش و...نیز باید بازیگران اصلی نهادینه سازی ارزشها باشند.
وپیداست که باتوجه به اهمیت فرهنگ وحیات نظام اجتماعی باید زمینه واکسینه کردن جامعه را باتوجه به تغییر سبک زیست جهان به فضای مجازی و اینترنت وشبکه های مجازی با تدابیری چون شبکه ملی اطلاعات،اینترنت ملی،نرم افزارهای داخلی،وتدوین قوانین دراین خصوص لحاظ کرد چراکه امنیت ملی ایجاب میکند چنانچه سایر کشورهانیز چنین میکنند
وقتی فرهنگ سرمایه داری جای فرهنگ اسلامی راگرفت_درسیاستگزاریهای دولت سازندگی بعداز جنگ،_طبیعتا اقتصاد ربوی وسود محور نیز به تبع ان خواهد امد واقتصاد سرمایه داری نظام اجتماعی جدیدی ایجاد میکند چراکه تمدن سه ضلع مهم فرهنگ واقتصاد ونیروی نظامی دارد که انسان ان تمدن راخواهد ساخت
انسانی که در نظام اجتماعی بعداز جنگ ساخته شد انسان توسعه محور بود.انسان مادی.به تعبیر شهید اوینی ما بعداز جنگ با ان انسان اسمانی خداحافظی کردیم.به قول استاد احمد عزیزی : مابه سوی مرگ لادن می رویم/مابه سمت عصر آهن می رویم!
حوادث امروز علت نیست.معلول است.وقتی ذائقه اجتماعی اینقدر سریع تغییر میکند باید به ریشهدیابی تاریخی پرداخت.چگونه آیت ا...حائری شیرازی حکم بر تحریم تنباکو دادو در ادامه فداییان اسلام حکم بر ارتداد احمد کسروی دادند وچگونه در دهه ۶۰ امام (ره)درحکم تاریخی حکم ارتداد سلمان رشدی را اعلام کرد. اما امروز نه تنها جامعه در حالت رخوت وانفعال قرار گرفته بلکه فقها نیز سکوت پیشه کردند و از موضع گیری درباب هرزه نگاری در حوزه سینما_که زنای محصنه را قبح زدایی میکنند_تاحوزه موسیقی که برعلیه اهل بیت موضع گرفتند_اثار شاهین نجفی_وامروز حوزه اخلاق عمومی را نشانه گرفتند؟!صامتند!
مسئله مهم این است که نباید منفعل بود.ماباید اثار فاخر بسازیم.نباید واکنشی باشبم.دشمن درصدد تست فرهنگی ورسانه ای ما وتغییر ذائقه ماست.جرا دستگاه های فرهنگی ما با بودجه های کلان امروز نتیجه مد نظر را به همراه ندارند؟ایا این جز این است که تحقق اهداف فرهنگی ما نیازمند ضمانت اجرایی است؟واینکه ما باید بدانیم در کدام معبر تاریخی ایستاده ایم وشناخت خود ودشمن را دقیق تر کنیم؟
شهید اوینی مصداق بارز یک جهادگر فرهنگی بود.ایشان میگفت انقلاب اسلامی تهاجم فرهنگی مابرعلیه غرب است.لذا ماباید اگاهانه و فعالانه باغرب مواجه بشویم وصرف نادیده انگاشتن جبهه دشمن یا نفی ظاهری ویا برخورد سلبی با برخی پدیده ها راه حل درست نیست.
ِلذاباید بابرنامه وبااستفاده از ظرفیت هنر به گشایش معبرهای تاریخی پرداخت.شهید در مقاله به ما می اموزد که نباید هراسید بلکه باید به قول نیچه بر فراز اتشفشان اشیانه ساخت وبه پیشوازی خطر رفت.دراینجا اشارتی هم به الکسیس تگزاس میکنم.درزمانیکه امریکا مثل همیشه بلوف حمله به ایران را زد الکسیس تگزاس گفت سکس اری!جنگ نه!شرافت او بیشتر از ساسی مانکن است.چراکه فرهنگ امریکایی امیخته باسکس وخشونت است واو سخنگوی ان فرهنگ.
اما درباب ساسی مانکن!او درجنگ امپریالیسم باکشورش درنقش یک مهره جنگی درحوزه رسانه وفرهنگ وهنر درفضای مجازی رابازی میکند تاحقیقت رابه ضد حقبقت بدل کند وانتی کرایس وار تاریخ راتحریف کند درحالیکه ما خرمشهرهای فرهنگی راپس میگیریم. سلبرتیهایی چون او بابحران معنامواجه اند.لذا پس از اعلام وجود واستمرار روزمرگی وگم شدن درانواع مد ها ومود ها ومدلها وبحران معنا ومصرف کردن انچه مصرف کردنی نیست با عدم مواجه میشوند. عدمی که حتی" بود" انها درفضای رسانه ومجازی رااشبا نمیکند وبه مانند سامورایی های شکست خورده دست به انتحار(سپوکو) میزنند.او بی انکه بداند روح خود را در مقابله انچه حقیقت میدانست کشت وبه مانند برخی فیلمها(چون موتور سوار)ویا اثار فاخر چون فاوست گوته روح خود رابه شیطان فروخته است.