ضرورت ورود سبد کتاب درخانواده وجامعه ایرانی
در تعریف انسان عمدتا به این تعریف ارسطویی اشاره میشود که انسان حیوانی است ناطق.اما ناطق بودن صرف به منزله سخنگو بودن مثل طوطی نیست که تقلید وار بگوید!بلکه این نطق در زبان یونانی به معنای سخن گفتن از سر تفکر بوده.لوگوس!به معنی درست سخن گفتن،سخن گفتن درست،سخن از روی عقل و.....میباشد وهدف ما ازاین نوشتار تعریف لوگوس نیست لذا به اصل مطلب میپردازیم.
انسان چه زمانی درست سخن میگوید؟سخن درست میگوید،زمانی که از تفکر بهره ببرد!اما تفکر چیست؟در منطق نیز خوانده ایم که جمع آوری امور معلوم برای حل امور مجهول.
این مقدمه عرض شد تا به این نقطه برسیم که از گذشته های دور که بشر خط راانتخاب کرد کتاب برای اهداف گوناگونی نوشته شد ومورد استفاده قرار گرفت.برای ثبت آنچه ارزشمند بود وانتقال آن.
لذا کتاب به عنوان یکی از مبانی تمدن هم حاصل تفکر بشر بود وهم بشر را درتفکر بهتر وبیشتر مدد می رساند.و به دلیل اهمیت بنیادین کتاب به عنوان یکی از اولین منابع معرفتی بشر بود که حتی خونریزان تاریخ وپادشاهان سفاکنیز به راه اندازی کتابخانه میپرداختند چنانکه آشوربانیپال پال خود را اولین موسس کتابخانه درجهان نامید
کتاب از آن زمان که بر لوح های گلی و ورقهای فلزی وپوست حیوانات نوشته میشد تا زمانیکه شکل کاغذی به خود گرفت وخطاطان باجوهر وپر بدان مینگاشتند تاانقلاب صنعتی همواره مهمترین منبع معرفتی بوده چنانکه پیامبران ادیان توحیدی نیز کتاب رامعجزه خود خواندند.باحرکت بشر از انقلاب صنعتی به قرن بیستم و اختراع رادیو،تلوزیون،وسایر رسانه های شنیداری ودیداری چون ویدئو،سی دی،سینما،کامپیوتر، اینترنت،ماهواره و نهایتا موبایل به عنوان یک وسیله ارتباطی که با نصب نرم افزارهای مختلف بر روی آن دسترسی رابه همه چیز امکان پذیر کرده در این دهه با ظهور شبکه های اجتماعی به عنوان رقبای مهمی برای کتاب به پوشش زندگی بشر پرداختند
اما این مسئله به قوت خود باقی است که ما دراین وضعیت تاریخی چه نسبتی باکتاب داریم و طبیعتا موضوع بعدی این است که چه نسبتی باید داشته باشیم
نیل پستمن جامعه شناس معروف کتابهای ارزشمندي در نقد عصر جدید که تصویری شده دارد.او زندگی بشر را غرق در رسانه های جدید میبیند که نه تنها معرفت زا
نیستند بلکه معرفت زدا هستند.رسانه ها به دنبال ایجاد سبک زندگی خاص هستند.زندگی ساندویچی.درحالی که کتاب انسان راعمیق ومتفکر بار می آورد.
امروزه شاهد کمرنگ شدن نقش کتاب هستیم درحالیکه اگردقت بیشتری داشته باشیم میتوانیم تهدیدها رابه فرصت تبدیل کنیم اگر چه مدرنیته وجهان جدید سبک زندگی فردی وتاریخی بشر راتغییر داده وذائقه انسانها رابه سمت دراصطلاح "زندگی ساندویچی"برده است
امروزه بشر بیشتر به رسانه های تصویری اتکا دارد و کتاب راجز برای اجبار چون کسب مدرک تحصیلی مراجعه نمیکند.برخی هم صرف برای لذت بردن وپرکردن وقت استفاده میکنند.افرادی این چنین بیشتر به رمانهای دراصطلاح زرد مراجعه میکنند.برخی از دو دسته قبلی جلوترند وکتابهای روانشناسی بازاری میخوانند ودرصدد حل مسائل روزمره وزندگی شخصی خود هستند. عده ای اهل کتاب اند وبه قولی همه چیز خوان اند وبه تعبیر برخی این هرزگی خوانی است ونهایتا تیپهایی نیز علاوه مطالعه برای کتابها درسطح عمومی وخوانش آثار کلاسیک به مطالعه تخصصی روی می آورند.این تیپها از مطالعه مفید و سیر مطالعاتی میگویند.ونهایتا طیف آخر که علاوه بر مطالعه تخصصی به تولید نیز روی می اورند که جزو خواص ونخبگان جامعه اند و درگذشته شامل فیلسوفان وادیبان و وهنرمندان وتاریخنویسان و عالمان ومتالهان بودند و در جامعه امروز جهانی این افراد بااین رویکرد میتوانند برای جامعه در حکم مهندس(پزشک) اجتماعی باشند که در مقام یک روشنفکر به طرح مسائل وارائه پاسخ میپردازند.
پیشتر از نقد نیل پستمن به رسانه های جمعی و اشاره او به کمرنگ شدن فرهنگ در تمدن فاوستی گفتیم.اینکه به تعبیر حکمای غربی بشر در عصر سایبرنتیک گرفتار شده وتفکر نمیکند ودر روشها اسیر شده.امروز سطح ذائقه جامعه ما درعرصه فرهنگی سیر نزولی داشته.چنانکه انسان دهه ۶۰ درسن ۲۰سالگی چه کتابی میخواند وچه فیلمی میدید وچه کنشی داشت وامروز چطور!؟پاسخ روشن است.
بااین وجود چنانکه اشارت رفت میتوان راهکارهایی برای رسیدن به ساحت حقیقی تفکر که تذکر است وحقیقت را درپی خواهد داشت رسید.راهکارهایی که مارابه تفکر،مطالعه،ارائه راهکار جدید درراستای بازیابی هویت تاریخی وفرهنگی مان ارائه دهد تا هویت تاریخی ما در عصر غربی شدن جهان(جهانی سازی)حفظ شود
ما تلاشی میکنیم باارائه این راهکارها یکایک شهروندان در
نظام اجتماعی و اعضای خانواده از کودکان تا بزرگسالان را دعوت به مطالعه کنیم.
آلوین تافلر در کتاب جابه جایی قدرت ۳نوع قدرت درتاریخ راتفکیک کرده.قدرت دانایی، نظامی،و نهایتا پول.
پس برای دانایی باید خواند،برای قدرت باید خواند!برای ثروت باید خواند!وحتی برای ضد دانایی نیز باید به دانایی دست یافت!
بااین توصیح به راهکارهایی که به ایجاد انگیزه در کتابخوانی می انجامد میپردازیم:
۱_همه باید کتاب بخوانند به خصوص افراد تاثیر گزار درخانواده،محله ونظام اجتماعی.مطالعه تنها برای خواندن ونوشتن نیست.امروز سواد رسانه ای فراتراز خواندن ونوشتن تعریف میشود.سواد رسانه ای به ماکمک میکند تصمیمات درست بگیریم و اینکه خواندن صرف لذت نیست،صرف وقت پر کردن نیست،صرف حل برخی مشکلات محسوب نمیشود.مطالعه برای رسیدن به دانایی وحکمت است که جان آدمی باعلم وتفکر زیباشود ویگانه گردد
۲_باکتابخوان بودن مرجع اطرافیانمان میشویم
باکتابخوان شدن ماندگار میشویم.همه دنبال شهرت وتوجه اجتماعی اند اما نه به هر قیمتی.کتابخوان های حرفه ای به عنوان فرزانگان جامعه مورد توجه واحترام عام وخاص اند
کتابخوان های حرفه ای سخنگوی فرهنگ وتاریخ و باورها ونهادهای جامعه وتاریخ قوم خود هستند.
۳_باید کتاب را وارد سبد خرید خانواده کرد.به اتفاق خانواده به مراکز فرهنگی رفت وکتاب خرید
۴_میتوان به ایجاد کتابخانه درمنزل پرداخت.
۵_ساعت کتابخوانی درمنزل راه انداخت
۶_اهدای کتاب توسط والدین یکی از راه های تشویقی میتواند محسوب شود
۷_رفتن به اماکن فرهنگی وکتابخانه ها به صورت خانوادگی وجمعی ودوستانه.
۸_کتاب مشترک خواندن توسط خانواده
۹_دیدار بانویسندگان وشاعران و اصحاب فرهنگ
۱۰_ساخت انیمیشن وفیلم از روی آثار فاخر در جذب افراد به کتابخوانی تاثیر گذار است.مثلا جنگ وصلح تولستوی ویا آثار هانس کریستین اندرسن برای بچه ها جذابیتهای وصف ناشدنی دارد
11_معرفی کتابهای خوب به دیگران از طریق شیوه های مختلف (حضوری وتلفنی،مجازی و...)
12_خلاصه نویسی کتابها ودراختیار گذاشتن آنها به علاقه مندان
13_برگزاری نشستهای کتابخوان به صورتهای دوستانه،خانوادگی،نخبگانی به شکل حضوری ویا درفضای مجازی که میتواند عمومی یاتخصصی باشد
14_انتخاب جملات قصار با پاراگراف از یک کتاب و ارسال آن به دوستان وگروه ها درشبکه های مجازی ویا تهیه یک
کار گرافیکی(مصور)بایک جمله از کتاب مد نظر
15_یادداشت به آثار مورد علاقه ویا برگزاری جلسات نقد ویا رونمایی کتاب در مناسبتهای مختلف ودر مراسم گوناگون باحضور نویسندگان
16_درصورتیکه برخی افراد یاخانواده ها به دلیل اقتصادی امکان خریدکتاب ندارند از بازارچه های کتاب یا نرم افزارهای موجود درفضای مجازی کتاب باقیمت ارزانتر تهیه کنند ویاعضو کتابخانه بشوند.کتابخوانهای حرفه ای نیز میتوانند به علاقه مندان کتاب امانت یااهداکنند.
17_وقف ونذر میتواند به حوزه کتاب و احداث کتابخانه ومراکز فرهنگی نیز اختصاص یابد.
18_درمدارس میتوان زنگ کتاب راه انداخت و روخوانی وروانخوانی وتند خوانی را ایجاد کرد
19_دررسانه ها ومحافل مختلف از نویسندگان موفق وحرفه ای دعوت کرد وباانان به گفتگو پرداخت ومورد تجلیل واقع شوند.ساخت الگوي فرهنگی درست برای جامعه ونسل آینده امری است ارزشمند
20_کتاب میتواند محور یا موضوع بسیاری در محافل مختلف باشد.چنانکه در مسابقات حل جدول بعضا اسم نویسندگان وکتابها می آید.امروزه باتخصصی شدن حوزه های مختلف مشاوره کتاب میتواند به سیر مطالعاتی درست منتج شود.
21_دربرخی از شماره هایی که نوشته شد نه یک پیشنهاد بلکه چندین پیشنهاد خدمت بزرگواران ارائه گردید.امیدواربم که باهمکاری بیشتر بتوان دراین مسیر شاهراه ایجاد کرد.کلام آخر رابه حدیثی از امام معصوم درباب اهمیت کتابخوانی به پایان میبریم وشماره به خدای بزرگ میسپاریم
امام صادق(علیه السلام) به یکى از یارانش فرمود: «اُکْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَکَ فى اِخْوانِکَ فَاِنْ مِتَّ فَوَرِّثْ کُتُبَک بَنِیْکَ، فَاِنَّهُ یأتى عَلَى النّاسِ زَمان هَرْجٌ ما یَأنِسُونَ فیهِ اِلاّ بِکُتُبِهِمْ»: «بنویس و دانش خود را در میان برادرانت منتشرساز، و اگر از دنیا رفتى کتاب هایت را به ارث براى فرزندات بگذار، زیرا زمان پرفتنه اى مى آید که مردم تنها به کتاب هایشان انس مى گیرند».