مسئله جنسیت درتاریخ زندگی بشر هم مهم بوده وهم ازحساسیت خاصی برخوردار است ، مهم از جهت نسبت انسان با این مفهوم وکارکرد آن درزندگی چه به عنوان عشق٬چه عامل بقای نسل وچه  به عنوان یک غریزه رها وخارج از کنترل انسان.

به گزارش گلستان ما ؛ نویسنده گلستانی در ادامه سلسله مقالات خود به بررسی موضوعی اجتماعی پرداخته است  : جنسیت درطول تاریخ تطورات و صیرورت و نظام ارزشی جوامع وچارچوب فرهنگی موجود دراقوام درتاریخ همواره نقش تعیین کننده داشته است.

آنچه ازآغاز جنسیت میدانیم این است که حضرت آدم وحوا  دربهشت به عقد هم درآمدند و بعد از عدول از حکم خدا و ماجرای میوه ممنوعه اتفاقاتی افتاد و منجربه هبوط شد.

نظام آفرینش به گونه ای است که خداوند در درون انسان حس تشکیل خانواده قرار داده که از آن به عنوان فطرت یاد کردند.همینطور درکنار سایر غرایز طبیعی چون خوردن و اشامیدن و مسکن وامنیت غریزه جنسی را قرارداده که هم به تداوم نسل منجرمیشود وهم قوه ای است که انسان را به کنش دربرابر جنس مخالف می کشاند-که بعدها این کنش دربرابر هرچیزی شکل میگیرد که از آن به سکسشوالیسم یاد میکنند-

غریزه جنسی یک طبیعت است

غریزه جنسی نیز به مانند سایرامیال وغرایز طبیعی که خداوند دروجود انسان قرار داده یک طبیعت است ویک نیاز که نه باید به نفی آن پرداخت-مثل برخی بوداییان ومسیحیها و...-ونه باید به آن اصالت داد  وان را غریزه اصلی قلمداد کرد- مثل فروید ولیبرالیزم جنسی- بلکه باید با این قوه براساس طبیعت و در چهارچوب اخلاق آنهم اخلاق دینی مواجه شد.

قوای موجود درانسان به تعبیرافلاطون به واسطه اینکه بیشتر در مسیر طبیعت وقوه غریزی است باید به کنترل انسان درآید تا منجربه فساد وتباهی انسان نشود.افلاطون سه قوه خشم یاغضب٬شهوت وعقل را قوه های اصلی در وجود انسان میدانست که باید به خدمت عقل درآیند چراکه حرکت درمسیرغریزه آسانتراست.

و به این دلیل با وجود نبی داخلی برای انسان-عقل- و ارسال پیامبران درتاریخ انبیا شاهد فساد انسانهاهستیم که چگونه غریزه جنسی به عنوان غریزه اصلی انهم بدون درنظرگرفتن فطرت واخلاق انسان رابه زوال میکشاند وقومی مثل لوط باوجود انزارپیامبرشان مورد عذاب الهی قرارمیگیرند.

باوجود درسهایی که میتوان ازتاریخ گرفت و عبرتهایی که در قصص دینی بران تاکید میشود بازشاهد عدول بشراز فطرت و مسیر حقیقت هستیم چراکه همانطورکه اشاره شد حرکت درمسیرغریزه اسان است ووقتی نبی درونی-عقل- واخلاق وسیره پیامبران نادیده گرفته شود نتیجه ای جز فساد تمدنی نخواهد داشت.

این انحراف از حقیقت اگر چه پیشتراز مدرنیته وجود داشته وقران بران صحه میگذارد اما تاقبل از دوران روشنگری مفهوم سکس وجود داشته نه سکسشوالیسم ودیگراینکه این انحرافات جنسی درسطح جهانی انهم توسط یک تمدن باابزارجهانی چون رسانه قابل تعمیم نبوده اما باظهور اومانیسم-مدرنیته- زمینه برای تحقق کامل نفس اماره مهیاشد

تمدن جدید ازانجاییکه براساس فلسفه یونان وتمدن یونان که تمدنی پاگانیستی بوده شکل گرفت درصدد تحقق واحیای تمدن غرب منهای مسیحیت بوده که ازان به عنوان عصراسطوره ها یاد میکنند که این اسطوره ها همواره به سکس می پرداختند لذا این تمدن باسرعت وقدرت وامکانات تاریخی که دراختیاردارد به طور همه جانبه به سکس پرداخته که از سکس میتوان به عنوان یکی از ذاتیات این تمدن نام برد که قابل تفکیک از اندیشه مدرن نیست!

لذا مفهوم سکس باتحولات معرفتی بسیاری مواجه شد والزاما به رابطه جنس مخالف تلقی نگردید بلکه خستگی  ناشی از نهیلیسم منتج از سکس بدون مرز بین جنس مخالف به حوزه های دیگرنیز تسری پیداکرد وبه تجاوز٬ همجنس بازی٬سکس باحیوانات٬ تغییرجنسیت٬سکس بااشیا٬سکس بامحارم و....تعمیم یافت.بسط سکس وترویج سکس به عنوان ایدئولوژی به مرگ سکس وتولد سکسشوالیزم منتج شد که حاصل لیبرالیزم فرهنگی است که برخی ازان به لیبرالیزم جنسی یادکردند.

سکسشوالیزم مفهومی پیچیده

سکسشوالیزم مفهومی پیچیده است که ازدرون سرمایه داری غرب به جهان چون ویروسی سرایت کرد لذا بیراه نیست اگر جهان کنونی راجهان سکسشوال بنامیم چراکه نگاه بشر به هرچیزی سکسی شده ومفهوم سکسی درجهان مدرن حاکم گردیده-اینجا سکسشوالیرم یعنی تفکر سکسی واینکه دنبال لذت گرایی ازهرچیز باشیم-به همین دلیل دامنه سکس به همه چیز تسری پیدامیکندوتنها الزمابه امرسکسی تقلیل پیدانمیکند.

وقتی انسان مدرن به لذت واستتیک-زببایی ظاهری ومدرن-اصالت میدهد دنبال مصرف کردن است لذا همه مفاهیم وپدیده ها سوژه او میشوند واو درمقام فاعل شناسا هستی وهستنده ها را مفعول میبیند که می تواند ازانها لذت ببرد ویا مصرف کند.دراین ساحت از هستی هرچیزی میتواند سوژه ومفعول باشد از انسان-چه مرد وچه زن چه کودک وپیرو جوان وحتی مرده!-وحیوان وشی وتا خوردنیها وپوشیدنیها وحتی زبان!!!!

جهان سکسشوال جهانی است که همه هستی راجنسی میبیند حتی ارزشها راجنسی میبیند لذادرصدد است آنهاراهم مصرف کند!!!!-رجوع شود به کتاب فلسفه٬تکثیروجنسیت دکتراکبرجباری ٬همینطور برخی نوشته های فوکو٬بودربار٬اوشو٬ژیژیک ونیچه وفروید- لذا سکس نه تنها تجارت بلکه فرهنگ میشود.

واین همان چیزی است که تمدن مدرن غرب درصدد تحقق آن بوده وهست.به وجود اوردن فرهنگ لذت گرایی ومصرفی وفرهنگ عریانی وبرهنگی ونفی اخلاق چراکه مبنای هستی شناسی ومعرفت شناسی خود را از فلسفه یونان گرفته که انسان راموجودی آزاد-به معنی نفی دین وعالم بالا-درتقابل ملکوت میبیند که به دنبال لذت و تصرف درطبیعت وتاریخ وهستی است.

غرب به دنبال احیای عصر اسطوره هاست وعقل مدرن تنها از غرب مسیحیت را زدود نه اسطوره ها بلکه افق غرب و ومدرنیته که امروز درلیبرال دموکراسی تحقق یافته درصدد است جهان رابه سمت هلنیسم وهدنیسم بکشاند وفرهنگ لیبرالی را درجهان حاکم کند وخود به مدیریت جهانی بپردازد.

اکنون که بیش از چند صد سال از رنسانس میگذرد و بشرغربی جهان را در سرنوشت خویش شریک کرده چه باید کرد؟! ما در چه وضعیت فرهنگی به سر میبریم؟

غرب از رنسانس پا درمسیری نهاد که به عصر موسوم به روشنگری رسید واین عصرهم برای بشرغربی علم وتکنیک وساختارهایی رابه ارمغان اورد که اکنون میبینیم وجهان غیرغربی که دراین سیرومسیر شریک نبوده اسیر فرهنگی است که باان نسبتی نداشته وجهان اسلام دراین بین سرنوشت خاص تری دارد چراکه غرب همواره مارابه عنوان دشمن ورقیب خود میشناخته -تقابل تاریخی-لذا امروز باهدف یکسان سازی عالم باتمامی امکانات تمدنی درصدد زدودن هویت تاریخی ماست.

درتوان این نوشتار نیست که به طورمبسوط به استراتژی غرب درقبال ما درحوزه جنگ تمدنی واشکال مختلفش- شامل اقتصادی وسیاسی وامنیتی و اجتماعی وفرهنگی بپردازد-وتنها به ذکراین نکته بسنده میکند که شدت وحدت غرب درحوزه فرهنگی ازنیمه دوم قرن بیستم عموما نسبت به اسلام  و خصوصاجامعه شیعی ایران که نظام سیاسی آن دینی است وغرب به عنوان آلترناتیو به آن مینگرد که خارج از پارادایم مدرنیته است پروژه سازی کرده است.

رهبرمعظم انقلاب درسه دهه اخیر ازتعبیرهای متفاوتی برای غرب یاد کرده اند که میتوان به تهاجم فرهنگی٬شبیخون فرهنگی٬ناتوی فرهنگی ونهایتا استعمار فرانو یاد کرد که درسیر تاریخی کلام ایشان در سه دهه اخیرقابل مشاهده است.

غرب چندین بار درطول تاریخ وتقابل تاریخی باجهان اسلام از استراتژی سکس وسکسوالیزه کردن جامعه اسلامی استفاده کرده که بعضا درکوتاه مدت ودربرخی حوزه ها دربلند مدت به نتیجه رسیده است.پیشترنیز با اشاره به داستان قوم لوط علت اصلی انحطاط این قوم را گناه واصالت لذت ازنوع جنسی یاد کردیم که ازتکرارآن خود داری میشود.

بانگاهی به قران کریم وتاریخ تقابل حق وباطل و تقابل تاریخی غرب وشرق داستانهای مشابه این چنینی می یابیم.چنانکه درباب تمدن اسلامی دراسپانیا غربیها اندلس را باچنین استراتژی فتح کردند واضمحلال تمدن اسلامی رارقم زدند که گوستاو لوبون اشاراتی به آن کرده است وامروز نیز یکی از پروژه های غرب برای فروپاشی تمدن اسلامی ایرانی پروژه«اندلسیزاسیون»کردن ایران است وان عبارت است از سکسی کردن جامعه ایران که دراین نوشتاربرانیم درحد بضاعت خویش وحوصله خواننده گرامی به این مسئله پرداخته شود.

باید ازاین چالشها عبورکنیم

جامعه ما به عنوان یک جامعه اسلامی  پیش رو دراحیای تمدن اسلامی درصف اول تقابل باغرب قراردارد وپیداست که باچالشهای مهمی درحوزه تقابل تمدنی باغرب به عنوان تمدن ه‍ژمون مواجه است اگرچه تمدن غرب براساس فلسفه تاریخ وسنت الهی در پایان راه قرارگرفته اما مانیز باید ازاین چالشها عبورکنیم.

لازمه عبورازچالشها وبحران ها دراین جنگ تمام عیارباغرب آگاهی از مشکلات وپذیرش آنها به عنوان مشکلات واپیدمی هست ومتقابلا رجوع به ریشه های فرهنگی وتاریخی است.دین مبین اسلام دین کامل وجامعی است که هم درقران کریم وهم درروایات وهم در عقل دینی واجماع راه حلهای برون رفت ازاین وضعیت قابل تصوراست.

بانگاهی به قران کریم وروایات میتوان به یک نوع مهندسی درحوزه جنسیت دست یافت که دران سبک زندگی تعریف میشود.جالب اینجاست نه تنهاروایات بلکه نص صریح قران کریم به ذکر مواردی حتی درجزییات میپردازد واین نشان ازاهمیت انسان٬خانواده وامرجنسی است.درقران کریم حتی به داستان عاشقانه زلیخا نسبت به حضرت یوسف(ع)اشاره میشود ودرباب عذاب الهی قوم لوط آیات به صراحت به طرح مسئله میپردازند.

البته مسئله جنسیت به واسطه پیچیدگی که دارد دین مبین اسلام وروایات منتسب به پیامبراکرم(ص)  ومعصومین نشان از تنوع مدلی دارد.چنانکه دربرخی روایات تاکیداتی شده که ممکن است درباره برخی دیگر مصداق نداشته باشد.لذابرخی آیات وروایات عمومی وکلی هستند وبرخی روایات خاص.

مثلا درباب تیپولوژی زن ومرد قرآن میفرماید مردان دلهای بیماری دارند لذا زنان باید باصدای زیر با انان صحبت نکنند ٬مردان باید چشم خود را کنترل کنند وزنان باید پوشش مناسب داشته باشند وحتی زیورالات خود رابپوشانند.درباب پوشش زنان بحثهای زیادی شده که قران سه آیه درباب حجاب یاپوشش زنان نازل کرده است که زنان باید اندام خود راازنامحرمان بپوشانند وبرامدگیهای بدنشان مشخص نشود همچنین تعبیر جلباب به کاررفته که برخی ان رابه چادر تعبیرکردند البته آیات به روشنی محدوده حجاب را به پوشش خاصی تعیین نکرده اند اما واضح است که چادر حجاب برتراست البته متناسب بامحیط وشرایط تاریخی نیز ممکن است پوشش کمی متفاوت باشد مثلا یک زن دراروپا باپوشس مانتو یک حجاب کامل تصور میشود.

سلامت جامعه درگرو سلامت افراد وخانواده ها وزنان است

با این تفاسیر خداوند مردان رابرزنان ولایت داده ونه تنهادراسلام بلکه درادیان ابراهیمی نیز مرد میتواند زوجات متعددی داشته باشد چراکه اقتضائات تاریخی وشرایط اجتماعی وبعضا برخی روحیاتی که درمردان وجود دارد تعدد زوجین را رقم میزند.

باید دانست که سلامت جامعه درگرو سلامت افراد وخانواده ها وزنان است.جامعه همواره با مسائلی چون جنگ٬بیماریهای کشنده فراگیر٬بلایای طبیعی چون سیل وزلزله و... روبرو بوده وهست چنانکه امروز مثلا با طلاق به عنوان یک اسیب اجتماعی روبروییم یازنانیکه شوهرانشان دراثربیماری وتصادف فوت کردند ونیاز به حمایت مالی ومعنوی وعاطفی وامنیت روانی دارند.

نیاز جنسی هم طبیعتابه عنوان یک غریره ومیل ونیاز طبیعی درچهارچوب شرع باید براورده شود.دراین زمینه متاسفانه جامعه ما با مسائل عمده واساسی مواجه است.تغییربافت جمعیتی وازدیاد نسل دختران ازمسائلی است که نباید ازان غافل بود درحوزه جنسیت باید مطرح وبررسی شود همچنانکه توسعه نیز در جامعه وبرجامعه تاثیرات خود رابرجای گذاشت که می توان به استقلال مالی خانمها وپایین آمدن درصد قابل توجه ازدواج درنسل جوان وبالاتر رفتن وازدیاد درصد طلاق اشاره کرد.

باتوجه به انچه اشارت رفت معلوم شد تعدد زوجین درادیان ابراهیمی واسلام نه تنها نفی کننده حقوق زنان نیست بلکه تکلیف  مردان را درقبال زنان بیشترمیکند چراکه مردان ملزم به معاش خانواده اندو این یعنی تعهد به نظام خانواده راپررنگ ترمی نماید.البته ذکراین نکته ضروری است که تعدد زوجین ذاتی دین نیست چنانکه خداوند کریم میفرماید اگر باعدالت رفتارکنید!ودر روایتی ازپیامبراکرم نقل شد که من برامتم برترم به واسطه رفتارخوب بازنانم.

تعدد زوجین مقوله ایست که درادیان ابراهیمی وبه خصوص اسلام وجود دارد

اخلاق جنسی دراسلام حوزه ایست که دین درقبال آن بسیار توجه کرده واز رفتار جنسی شامل:امرجنسی تا پوشش وگفتار راشامل میشود.بانگاهی به روایات حتی درباب عمل جنسی وزمان ومکان وشرایط طرفین بحث شده است.

تعدد زوجین مقوله ایست که درادیان ابراهیمی وبه خصوص اسلام وجود دارد که فرق اسلامی شیعه واهل سنت بران اتفاق نظردارند.اما باتوجه به آنچه اشاره شد ضروری است به استراتژی شیعه درحوزه جنسیت اشاره شود که در تاریخ شیعه به عنوان یک مقوله وجود داشته اگرچه هم تعدد زوجین وهم متعه با روی کارآمدن رضاپهلوی وسیاستهای دین ستیزانه راه را برای فسادو اخلاق زدایی ازجامعه ایرانی بازنمود.

وظاهرا این راه را از آتاتورک یاد گرفته بود اما تئورسین پهلوی «فروغی »مرد پنهان وسایه دولت پهلوی بود که  پدربزرگش یهودی مقیم بغدادبود و وقتی پایشان به ایران بازشد هویت تازه ای برای خود دست وپاکردند وفروغی پدر منزلش را محفلی برای رشد فراماسونهاکرد وپسرش به بالاترین مقام دراین جرگه رسید وبابرنامه ریزی دقیق درصدد استحاله فرهنگی ایران بود وبهاییت نیز درکنار پروژه فروغی در سکسی کردن جامعه ایرانی نقش بی بدیلی ایفاکردند.

تا اینکه انقلاب اسلامی منجربه بیداری جامعه اسلامی ونهضت های آزادی بخش شد وجنگ نیز فرصتی شد برای صدورانقلاب اماباپایان یافتن جنگ وافتادن زمام امور دست تکنوکراتها باردیگر پروژه پهلوی ازبیرون توسط غرب باهدف فروپاسی نظام اجتماعی کلید خورد وآنهاتوانستند جلوی رشد جمعیتی ایران راباشعارهایی که به خورد غیرغربیهامیدهند بگیرندواسیبهایی به جامعه ماوارد کنند که به سختی قابل جبران خواهد بود.

سکس و ساختار سکسی یک جامعه هم برخواسته از فرهنگ سکسی درتاریخ آن قوم است وهم عاملی برای شناخت جوامع چراکه شخصیت انسان  وجهان پدیداری او درمثلث ساختاراقتصادی٬زبانی وسکسی شکل میگیرد(رجوع شود به کتاب فرهنگ عمومی دکترفیاض فصل آخر)

فرهنگ ما برای جلوگیری از فساد وفردگرایی بر اصالت خانواده تاکید میکند واز آنجاییکه برخی اسیبها وشرایط پیش بینی نشده تاریخی را درنظر گرفته تعدد زوجین ومتعه رانیز درخود دارد تا به فروپاشی جامعه ولیبرالیزم جنسی کشیده نشود وازسویی غربزدگی وسکسشوال شدن جهان ما توسط پهلوی وبعدازانقلاب دردهه هفتاد باپروژه«اندلسی»کردن غرب درایران ورواج سریع توسعه وتبعات تاریخی اجتماعی توسعه جامعه ما را درحالتی از بی تاریخی قرار داده که درآن وضعیت پایداری نیست لذا باتوجه به این که فرهنگ جنسی ما هم درحوزه باید ونبایدهای حوزه فوق وهم درعرصه عمل جنسی چهارچوب دارد باید یک احیاگری شکل بگیرد تا اگر به لیبرالیزم جنسی هم ختم پیدانکرد انحراف جنسی به وجود نیاید .

سکشوال شدن جهان کنونی بلوغ زود رس راهم رقم زده

چنانکه بسیاری ممکن است تحت فرهنگ جنسی خود به سمت زنا نروند اما استمنا و زنای ذهنی درآنان به شکل یک عادت روزانه ویا یک امر ذهنی پایدار شکل بگیرد  باتوجه به اینکه امروز زمینه تحریک جنسی با این پوششهای سکسشوال درجامعه بسیارشده وسن ازدواج هم بالارفته.سکشوال شدن جهان کنونی بلوغ زود رس راهم رقم زده لذا فرد بین بلوغ جنسی و ازدواجش بامحرومیت نسبی شدیدی مواجه میشود که حتی بعدازازدواج تاثیرش رامیگذارد.

به این معنی که فرد باتجربه سکس بعداز ازدواج به واسطه محرومیت جنسی که قبل از ازدواج داشته به واسطه فردگرایی آزادی که دارد برای خود نوعی از آزادی جنسی را قائل است.

امروز افرادی هستند که بعد از ازدواج تازه به حوزه سکس بادیگری وارد میشوند وباگرفتن یک خانه درشهرهای بزرگ اوقاتی رابه شکل مخفیانه ازهمسراول به رابطه جنسی ازاد با جنس مخالف میپردازند.

تداوم چنین روندی به تغییر الگوی رفتاری حتی درحوزه تشکیل خانواده وماهیت وکارکرد خانواده منجر میشود به این معناکه هریک از طرفین باوجود داشتن همسر به تنوع طلبی روی می آورند وفردگرایی حاصل از چنین فضایی نیز امروز در کلان شهرها ومراکز برخی استانها وبرخی مراسمات طبقات اجتماعی مرفه چون سوییچ پارتی اتفاق افتاده وقابل مشاهده است.

باوجود ترسیم چنین فضایی وآگاهی از مسیر پیش روی تاریخی برای جامعه ایرانی پیداست تعدد زوجین ومتعه راهکاریست تاجامعه را از پیش روی به سمت لیبرالیزم فرهنگی ونهایتا جنسی ویا مسایلی که مبتلابه آن میشود نجات خواهد داد لذا باتوجه به چهارچوب های موجود در دینمان و آزادیهای مشروع جنسی چون تعدد زوجین ومتعه پیداست که تمدن غرب قادر به پیاده سازی واجرای پروژه اندلسی کردن نخواهد شد وجامعه نیز سلامت روانی وجنسی اش تضمین خواهد شد.