ادبیات جاده ای (2)
اصلي خود فاصله گرفتند وعوامل ديگر نهايتاً باعث گرديده است كه بربسياري از ماشين هاي خود آذري بنويسند .
واما مناظره ! يكي از دوستان كه خيلي شوخ است وهروقت اورا مي بينيم يا مستربين مي افتم از مناظره ژيان وكاميون مي گفت كه ژياني روي سپرجلويش نوشته بود : ميازارموري كه دانه كش است! كاميون جلويي كه از آينه بغل آن را ديد كناركشيد تاژيان رد شود ولي هنوز چند ثانيه اي نگذشته بود كه راننده كاميون عصباني شد ودوباره گازراگرفت چرا ؟ چون روي شيشه عقب نوشته بود : فلفل نبين چه ريزه ، بشكن ببين چه تيزه !
درمورد بازي هاي زباني اين نوشته ها هم مي شود بحث كردچنانكه درادبيات ما نيز ديده شده گاهي كلمه اي را يك سره مي نويسند گاهي كمي از آن را فارسي وكمي را انگليسي يا با اعداد رياضي مي نويسند . به هرحال همه رقم هست !
منمشتعلعشقعليمچكنم ! عاحصطح ! ZOOR nazanfarsineveshtam ايحجتخدا ! /B توهرگز/ التماس 2 A !
منابع ومأخذ ادبيات جاده اي :
ممكن است بسياري از ابيات يا جمله ها از شاعران معروفي باشند اما راننده ها اين ابيات را از طريق راديو وضبط از زبان خوانندگان شنيده وبا كمي دخل وتصرف آنرا بنويسند وگاهي ابداع خود راننده است كه حديث نفس يا توصيف خودرو باشد چنانكه برادرش فوت كرده ومي نويسد : به ياد برادرم ...
غم داغ برادررا برادرمرده مي داند !
مكان نوشته ها :
1- داخل : ممكن است كنارآينه يا روي دفترچه يادداشت روبروي راننده باشد .
2- بيرون خودرو : بربدنه ماشين يا هرجايي كه ديد بيشتري داشته باشد نوشته مي شوند اما عمدتاً برروي سپرها (اعم ازعقب يا جلو) گل گيرها (به خصوص ماشين هاي بزرگ) برروي شيشه عقب ، بالاي اتاق كاميون ها ، بدنه وعقب خودرو ، وباك خودروهاي سنگين .
خط وزبان :
1- خط فارسي 2- خط عربي (احاديث وآيه قرآن و..) 3- خط انگليسي (كه بسيارنادراست) 4- تركي (آذري) بعد از زبان فارسي استعمال آن زياد است .
نكته پاياني :
علاقمندان جهت مطالعه بيشتردرباب ادبيات جاده اي علاوه برمقاله نگارنده ، وكتاب معرفي شده درنوشتارحاصرادبيات جاده اي اثر جواد جليلي مي توانند به ماشين نويسه ها اثراستاددكترمحمدجعفرياحقي همچنين ماشين نويس ها ازناصرتقوايي رجوع كنند . البته تحقيقات ميداني نيز فراموش نشود . نگارنده دركلاس درس حاصل ماه ها جمع آوري اشعاررادركلاس ارائه داداستاد خوشحال شد وگفت : آقاي فلاني اين بيت هم جزو ادبيات جاده هاست فراموش نكنيد : خرنشو ، خاورنخر، من خرشدم خاورخريدم !
جنگ ادبيات جاده اي :
1- تا كي توان سرنوشت را ازسر، نوشت .
2- حسرت كه دمي بي حسرت نزيستم .
3- مدعي گرنداند حال ما ، عيبش نكن – ما ميان موج درياييم واوبرساحل است .
4- خواهي كه جهان دركف اقبال توباشد – خواهان كسي باش كه خواهان توباشد .
5- مراگرعالم دنيا ببخشد – برابربا نگاه مادرم نيست .
6- آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
7- چرا زيبا رويان بي وفايند ؟
8- به چشمانت بياموز كه هركس ارزش ديدن ندارد !
9- به ياد روزهاي رفته از ياد !
10- به درويشي قناعت كن كه سلطاني خطردارد . 11- گربميرددختري برقبر اورويد گلي – گربميرند دختران دنيا گلستان مي شود . 12- اي كاش حرام خوري هم مثل شراب خوري مستي داشت !13- غم مردان وجود نامردان است . 14- الهي درشب فقرم بسوزان ولي محتاج نامردان مگردان ! 15- دربيابان گرصدسال سرگردان شود – به از آن است كه دروطن محتاج نامردان شوي ! 16- اسكاتران عشق ! 17 – خير پيش ! 18 – اسيرجاده ها ! 19 الهي اول پاكم كن بعد خاكم كن ! 20 الهه ناز ! 21- سفربخير ! 22- خانه دوست كجاست ؟ 23- تومحشري ! 24- گررفيق شفيقي درست پيمان باش ! 25- رفاقت قصه تلخي است كه از نامش هراسانم ! 26- ماشاءا... 27- يا ضامن آهو ! 28- يا ثامن الائمه ! 29- يا فاطمه الزهراء ! 30- الفت شب هاي خوش راروزگاراز ما گرفت ! 31- بي همگان به سرشود بي تو به سرنمي شود ! 32- تا كه ياري يارشد بي زارشد ! 33- قسم به قلب هاي شكسته ! 34- سكوت ، مادرفريادها ! 35- به جهاني ندهم عالم درويشي را ، كه جهان غمكده اي درنظردرويش است ! 36- تا شقايق هست زنده است قدرت ، عشق را فراموش نكن ! 37- با مردان اين زمانه يك سلام ووالسلام ! 38- هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق ‹به ياد برادرم› ! 39 – رفاقت تعطيل ! 40- فرزند هنرباش نه فرزند پدر- فرزند هنرزنده كند نام پدر! 41- اي عشق همه بهانه از توست ! 42- مراسرگشته مي دارد سرزلف پريشانت ! 43- خاك اگرخنده كردوگندم داد از توبود اي بزرگ باران ساز ! 44- گفتم به نقاش ازل نقشي بكش از زندگي – ناگهان نقش خيالت برلب دريا كشيد ! 45- چه سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي – اما وقتي بهارشد يه جوري ازش جدا شي ! 46- به خاطر دل تو از همه بريدم ! 47- تو ديگه چرا ؟ توكه بي وفا نبودي ؟ 48- يا رب توچنان كن كه پريشان نشوم محتاج به بيگانه وخويشان نشوم !