انقلاب اسلامی، مجلس ودکتر طاهری: عبوراز تفکر انگلیسی به سلوک مدرسی
امام(ره) به عنوان بنیان گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی فرمود:مجلس در رأس اموراست. در قانون اساسی نیز دو امر مهم تصویب قانون و نظارت بر عملکرد دولت از وظایف مجلس بوده است.نقش بی بدیل مجلس چه بر (امت اسلامی)شهروندان که به عنوان سازندگان جامعه هستند و چه بر مسئولین نظام اسلامی و چه جریانات معاند با نظام در داخل و خارج و رسانه های بیگانه بر کسی پوشیده است.
اما به راستی مجلس باید به چه کسانی تعلق داشته باشد؟نمایندگان مجلس باید چه ویژگی در خود نهادینه کرده باشند؟خانه ملت از آن انقلابیون است که هرگز به آرمانهای ملت پشت پا نمی زنند،لذا انقلابی گری مطالبه می کند که در قامت مدرس به خانه ملت راه پیدا کند،مدرس هم مردمی بود هم انقلابی.
مدرس مظهر آن آرمانگرای واقعگرایی است که پیوند ایده آلیسم و عملگرایی بود. مقام معظم رهبری امروز فضای کشور را دو گانه انقلاب و استکبار نامیدند.تفکری که بر پایندی بر گفتمان مقاوت و مبتنی به اصل عزت،حکمت و مصلحت تاکید می کند و جریانی که بر ذلت در برابر نظام سلطه سر خم میکند و نتیجه آن می شود:برخی ازافراد در مجلس ششم.
نماینده مجلس اگر سلوکی چون مدرس داشته باشد هرگز اجازه نمی دهد مجلس ششم تکرار شود،چرا که چنین مجلسی وکیل الرعایا نیست بلکه وکیل الدوله است و یادآور روزهای تلخ در تاریخ گذشته ایران. نمایندگانی که با تفکر انگلیسی چمدان های پر پول آقای(ج) را گرفتند.
نماینده مجلس باید به دور از عقده های سیاسی به منافع ملی و سیاست های کلان نظام و عزت مردمش بپردازد وخدایی ناکرده اهل معامله نباشد. مجلس دهم نقش تعیین کننده در معادلات سیاسی داخلی و خارجی کشور دارد،با توجه به انتخابات ریاست جمهوری سال96 شرایط کنونی منطقه و سیاست خارجی نقش تاریخی مجلس دهم برما روشن می شود.
استان گلستان در انتخابات مجلس حوزه گرگان و آق قلا با رأی خود به دکتر طاهری در دور اول نشان دادند که به روحانیت انقلابی اعتمادو اعتقاد دارند و همگرایی مردم برای بار سوم جهت انتخاب دکتر طاهری در مجلس دهم با تکثر کاندیدای جناح راست و استراتژی تک رأی این کاندیدا منجر به اتفاقی شد که در نوشتارهای دیگر به تبیین و تحلیل آن راقم سطور پرداخته است.
انچه مبرهن بوده است وجه ایدئولوژیک دکتر طاهری و رفتار انقلابی ایشان است که از وی به عنوان یک انسانی که سال ها در عرصه سیاست بوده سلوکی ساخته که هرگز محافظه کار نبوده و ابوذر وار وقایع را به زبان آورده و آرمان ها را فدای منافع فردی،جناحی و حتی قومی که امروز مصیبتی است در جامعه ایران به خصوص گلستان که نگاهی ارمانی و وطنی جای خود را بر قوم محوری داده است،نکرده است و در اصطلاح قمی اندیشه و رفتار می کرده است.
تفکر و سلوک قمی یعنی ادامه همان راه امام که در برابر استعمار و استبداد استثمارو حرکت تاریخی مردم ایران را با روح دینی رقم زد.با این تفاسیر سیل تخریب ها و سونامی حمله از قبل از انتخابات تا بعد از نتایج دور دوم همچنان ادامه داشت. با وجود صدور بیانیه از شخص دکتر طاهری که در آن از حضور مردم تشکر کرده بود و به کاندیدای پیروز انتخابات مجلس دهم تبریک گفته بود هنوز شاهد بودیم که عده ای از کوتوله های سیاسی برای ابراز وجود به حملات رسانه ای روی اوردند و توهمات دن کیشوتی خود را تصورات واقع دانستند که جز خویشتن کسی آنان را تصدیق نکرد که از قدیم گفته اند:(روباه را گفتند:شاهدت کیست؟گفت دمم!!)
این ماجراجویان که یاداور داستان های مارکوپولو در دوران کودکیمان هستند که از تلویزون برنامه کودک و نوجوان پخش میکرد! این مارکوپولو های سیاسی به دلیل وابستگی سیاسی و خاستگاه جناحی و کینه دیرینه که نسبت به بیت امام صادق(ع) و دکتر طاهری داشتند با تحلیل های پینوکیویی خود به نحوی ادای دین بر پدر ژپتوهای خود کردند که در فضای پروپاگاندا قابل رؤیت است و نیاز به تکرار ندارد و ما نیز در این نوشتار در صدد نقد آن نقدها نیستیم. چرا که آن فضاسازی هارا نه نقد اونتولوژیک بلکه نفی ایدئولوژیک و تئولوژیک دیدیم و ترازوی نقد باید بری از تعصبات از هر نوعش باشد تا از شرط انصاف خارج نشویم و در اثبات این مدعا در سطور بعد به شرح پیرامون برخی کلیدواژه ها و نوشتارهای سمی اشارت خواهد رفت.
در چندسال اخیر که دسترسی به رسانه ها اسان تر شده و به نحوی رسانه های جدید در فضای فرهنگی ظهور کردند و شکل دم دستی پیدا کردند این فرصت را ایجاد کرده تا هر فردی چنان چه به آن اشاره شد به بیان اضافات خود بپردازد.از زمانی که مطبوعات از شکل مکتوب خود به فضای مجازی انتقال پیدا کردند و فضای مجازی نیز قابل دسترسی شد بسیاری از توهمات و خیالات خود را تحلیل و ایده تصور کردند.
چندی پیش کتابی در باب تاریخ سینمای ایران از دوستی به دستم رسید که در ان درباب صمد به معرفی چندین فیلم پرداخته بود که اوردن تمامی این نام ها مارا از بحث اصل دور و این نوشتار را به اطناب می کشاند. لب لباب این فیلم ها حول شخصیتی است ماجراجو که به دنبال هیاهو می گردد و حاشیه ساز است.ژانر این فیلم ها بر نوعی فکاهی است و تا حدودی اجتماعی.
یکی از این فیلم ها عنوانش صمد اژدها می شود یا صمد ارتیست می شود نام داشت که صمد بعد از دیدن فیلم بروس لی و تأثیر خیابانی و دیدن رفتارهای قهرمان های سیرک تصور می کند تبدیل به یک قهرمان شده و باید با ظلم بجنگد و چون دن کیشوت در رمان سروانتس ادعای حقیقت جویی و عدالت خواهی می کند و به ستیز با باطل می پردازد در حالی که اینها همه توهمات دن کیشون در داستان سروانش،پینوکیو و صمد هست:
پیش چشمت داشتی شیشه کبود-لاجرم عالم کبودت می نمود!
متاسفانه فضای سیاسی امروز در جامعه ما از صمدهای سیاسی پر شده. کوتولوهای سیاسی که سودایی جز معروفیت و مشهور شدن ندارند و یا می خواهند راه صدساله را یک شبه بپیمایند و بر اریکه قدرت چنگ بزنند. ما امروز در عرصه سیاسی با نوعی عقب افتادگی سیاسی مواجه شده ایم که ثمره ای جز تحجر سیاسی ندارد.
ثمره تحجر سیاسی نیز چنانچه بیشتر در این نوشتار به ان اشارت شد نفی ایدئولوژیک و تئولوژیک به اسم نقد اونتولوژیک و ترازوی نقد هست با استفاده از ظرفیت رسانه ای در فضای پروپاگاندویی که در اختیار دارند.
این صمدهای رسانه ای یا سیاسی مثل صمد سینمایی تحلیل های بند انگشتی دارند که نه ارزش تحلیل دارند نه فرصتی ایجاد می کند چرا که لازمه نقد حفظ عدل و پشتوانه استدلالی است که عمدتا چنان بیانیه های سیاسی فاقد آن هستند،اما من باب اثبات مدعا باید چند سطری در باب عبور از این عقب افتادگی نوشت و بعد به آسیب شناسی جدی و مجدد جریان خودی پرداخت.
ذکر این نقطه ضروری است حقیر ترجیح می داد به جای بکاربردن لفظ صمد سیاسی یا عقب افتادگی سیاسی از همان پینوکیوی سیاسی یا تحلیل های توهمی دن کیشوتی استفاده کنند و یا به نقد رفتاری مارکوپولو بپردازد،اما چون در تاریخ معاصر خودمان از حیث تیپولوژیکی صمد را داشتیم برای نزدیکی به ذهن از این عنوان استفاده شد تا نزدیک به ذهن باشد.
به هرحال عرصه سیاست ایران امروز از فضای نخبگی به فضای امنیتی و هوچیگری تنزل یافته که این وضعیت خود مجالی دیگر برای بررسی می طلبد ودراین مقال نمیگنجد.
قبل از ورود به بحث و نقد باید به عنوان اولین نکته عرض شود ماچه در گفتگو وچه در مناظره وچه نقدابتدا باید مفاهیم و واژگان اصلی را تعریف کنیم.
به عبارتی چون ما در جهان زبان زندگی میکنیم حرکت اغازین ما باید مبتنی برمفاهمه بر سر واژگان واصطلاحات باشدزیرا ریشه شناسی کلمات برای فهم سیر تاریخی کلمات و معانی انها در بستر زمان و تفاهم ارزش کلمات در فرهنگ ها و نظام های معرفتی- اتیمولوژی و بررسی مفهوم آن- ترمینولوژی- امری است ضروری،اجتناب ناپذیر و غیرقابل کتمان. این سؤتفاهم را اهل ذکر احتمالا در مثنوی معنوی خوانده و تایید می کنند که چگونه چند عرب و فارس و ترک و رومی برسر انگوری که همه مرادشان بود اما از حیث لفظ در زبانشان متفاوت خوانده می شود به جدال پرداختند:
چار کس را داد مردی یک درم _ آن یکی گفت این به انگوری دهم
آن یکی دیگر عرب بد گفت لا _ من عنب خواهم نه انگوری ای دغا
آن یکی ترکی بدو گفت این بنم _ من نمی خواهم عنب خواهم ازم
آن یکی رومی بگفت این قیل را _ ترک را نخواهیم استافیل را
در تنازع آن نفر جنگی شدند _ که ز سر نامها غافل بدند
مشت بر هم می زدند از ابلهی _ پر بدند از جهل و از دانش کمی
صاحب سری عزیزی سر زبان _ گر بدی آنجا بداده صلحشان...
با توجه به مختصر توضیحی که ارائه شد فعلا در باب جامعه مدنی و پادگان نیاز بر تأویل و تغییر وجود ندارد و نمی شود کسی کلمه ای را بیان کند و معنایی جز معنای حقیقی و واقعی- انچه در کلمه و فضای فرهنگی وسیع تاریخی کلمه گذشته که ما به اتیمولوژی و ترمینولوژی اشاره کردیم- کلمه را مراد کند و اینجا هم هرمنوتیک جای ندارد.
تصور این که دکتر طاهری بین دوراهی واپس گرایی و تجدید نظر طلبی گرفتار آمده نشان از خام اندیشی فردی دارد که توهمات دن کیشوت وار خود را تحلیل نام گذاری کرده است.
بی شک عالم سیاست عالم حکمت عملی است چنانچه بزرگان در تقسیم بندی حکمت،سیاست را جزو حکمت عملی پس از تهذیب نفس و تدبیر منزل اورده اند.
لذا این دوئیت نشان از خیال خام و سطحی نگری است.(این خرد خام به میخانه بر/ تا می لعل اوردش خون به جوش)[حافظ]
دکتر طاهری به عنوان کسی که سردو گرم روزگار چشیده، بی شک گرفتار در تحلیل های پینوکیویی دوستان نشده و نخواهد شد و چون سابق ارمانگرایی،عملگرایی که نه ذهنیت مشوش ارمانی ذهنی گرفتار می شود و نه چون تکنوکرات ها و پراگماتیسم ها مسحور غرب.
نکته بعدی لفظ ومفاهیم جامعه مدنی وپادگانی است .به راستی جامعه مدنی چیست؟آیا ما باید آن را قبول کنیم؟ آیا افق انقلاب اسلامی باید یابه جامعه مدنی ختم پیدا میکند؟ایا تفکر پادگانی نوعی عقب نشینی است؟تفکر پادگانی چیست؟و چه نسبتی با جامعه مدنی دارد؟
جامعه مدنی کلمه و مفهومی است که در بستر غرب امانیسم مطرح گشته،لذا جامعه مدنی را عضو لاینفک غرب مدرنیته و از کلید واژه های لیبرال دموکراسی باید لحاظ کرد که لازمه پذیرش آن قبول سکولاریزم_ فرهنگی و سیاسی_ و اومانیسم در تقابل با تئوکراسی است.
خواننده گرامی تأیید می کند که لازمه پذیرش جامعه مدنی نفی معانی فرهنگی و تاریخی و تمدنی ایران اسلامی است چرا که همان گونه که عرض شد جامعه مدنی بخشی از هندسه معرفتی مدرن است که در حوزه اجتماعی در کنار مفاهیمی چون:حقوق بشر_ پلورالیزم،فرد گرایی،اقتصاد آزاد،اصالت عقلانیت ابزاری،نسبی انگاری حقیقت و... مطرح گشته است.
همانطور که قبلا هم در جلسه ای که دوستان حضور داشته اند به نقد جامعه مدنی پرداخته شد، اشاره گشت که همانطور که مبانی انقلاب اسلامی با غرب در تضاداست افق ها نیز مقابل هم قرار می گیرند و امروز شاهدیم که لیبرال دموکراسی به عنوان نظام بازمانده از تاریخ مدرنیته،نظریه کوسه ببری،به شکل یک نظام تمامیت یافته محقق شده که در صدد است ارزش های غربی را به جهان تحمیل کند.
این واسطه به وسیله قدرت برتر بودن در جهان و داشتن هژمونی در عرصه جهان با ابزارهای آموزشی،رسانه ای،فرهنگی،قوانین بین المللی و در دست داشتن ساختار های بین المللی و نهایتا ابزار نظامی در حال بسط خود است تا نظم نوین جهانی را عملی کند وما به عنوان طلایه داران تمدن آینده به مدینة النبی قائلیم.
در مدینة النبی مردم به جای اینکه شهروند تلقی شوند و ملت در نظر گرفته شوند مؤمن اند و برادر و یک امت را تشکیل می دهند.نمونه چنین جامعه ای را در دهه شصت در ایران اسلامی تجربه کردیم تا اینکه بلدزر های سازندگی از روی این فرهنگ و نگاه فطرت گونه عبور کرد تا به تحقق توسعه اقتصادی سیاسی بیانجامد که خروجی آن دولت اصلاحات بود.
در این نوشتار مجال آن نیست که بیشتر به نقد جامعه مدنی پرداخته شود چون موضوعاتی است که هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است با این وجود بد نیست اشاره ای هرچند مختصر به جامعه مدنی داشته باشیم.
جامعه مدنی تنها مدل اجتماعی نبود که بشر در طول تاریخ با ان مواجه شده است،قبل از عصر مدرن بشر جامعه بدوی یا جامعه تابویی و جامعه مدینة النبی را تجربه کرده که بر اذعان نویسندگان ،تاریخ تمدن در تفکر اسلامی ملت ها به امت تبدیل شدند و رنگ ها و تفکرات قومی نژادی جای خودرا به جهان بینی توحیدی و جهان نگری داد.
شعاری که امروز لیبرالیزم جهانی آن را سر می دهد در دوران مدرن نیز در کنار جامعه مدنی که توسط لیبرال ها مطرح گشت نظام اجتماعی مبنی بر جمع گرایی قومی،فاشیستی و آرمان سوسیالیستی توسط مارکسیست ها مطرح شد که همگی به زباله دان تاریخ پیوستند.
جامعه مدنی نیز ماهیتا چون نظام های فوق می باشد و تنها در برخی فروع و مسایل جزئی متفاوت است.
اگر بخواهیم با نگاه انتقادی به جامعه مدنی نگاه کنیم که اکنون نیم قرن است در غرب متفکران بزرگی با نگاه انتقادی به غرب و لیبرالیزم می نگرند و نقد های کوبنده وارد کرده اند. در مقام سلبی به گفته های خود منتقدین اوایل دهه شصت میرسیم که جامعه مدنی را به بربریت مدرن نامیدند که نقاب زیبایی زده.
متفکران مکتب فرانکفورد از جمله منتقدینی بودند که جامعه مدنی را توتالیتاریسم صنعتی نامیدند که در حقیقت نوعی الیگارشی اهنینی میتوان تصور کرد که توسط سرمایه داری با نگاه جامعه مدنی و ابزار رسانه ای و با دموکراسی بر مردم حکومت می کنند در حالی که این همان پوپولیسم(عوام فریبی) است.
جامعه مدنی در حقیقت همان ملیتاریسم است اما یک پادگان بزرگ که در آن برای تفریح و سرگرمی و غفلت ابزار هایی را گذاشته اند.تمدن غربی به واسطه پیشرفت در علم و تکنیک روزبه روز صلاح های کشتار جمعی بیشتری تولید می کنند و دامنه این صلاح ها را از اتم در جنگ جهانی تا حوزه بیولوژِیک گسترش داده و لیبرال دموکراسی غربی با افزایش بودجه نظامی در هر سال و صدور ادوات جنگی به جهان بر نا امنی جهان افزوده است که فرصت پرداختن بیش از این در نوشتار کنونی نیست.
مسئله بعدی بنیاد گرایی است چنانچه در بحث اتیمولوژی و ترمینولوژی نیز به ریشه کلمات اشاره شد و سیر تاریخی کلمات مورد توجه قرار گرفت بنیاد گرایی به معنی بازگشت به اصل است و به هیچ عنوان به معنای واپس گرایی و تحجر نیست و انچه غرب از ان به عنوان بنیاد گرایی اسلامی یاد می کند یا واکنشی ایست بر حضور نظامی و نامشروع درکشورهای اسلامی است یا پروژه غربی برای لشکرکشی به کشورهای اسلامی و حضور ( درخاورمیانه) در غرب آسیا، که این کلمه خاورمیانه هم از کلید واژه های آن ها است.(رجوع شود به مقاله بنیاد گرایی ریشه در مدرنیته دارد،از حقیر)
و این چیزی جز بنیادگرایی تمدن آنگولاکسون نیست؟!امروز بنیادگرایی بودایی،بنیاد گرایی اسلامی و نهایتا بنیادگرایی مسیحی ویهودی ... که همگی در چند دهه اخیر حاصل و ثمره تمدن هژمون بوده است.
باید چشم هارا شست و جور دیگر دید.بنیادگرا تعریف کردن دیگری با ادبیات گفتمانی خود بیکفرمن های معرفتی_عین بنیادگرایی است.
در آخر چند کلامی هم با آقای دکتر طاهری به عنوان یک نیروی انقلابی دارم:
جناب حجت الاسلام دکتر طاهری!وقتی می خواهم با شما حرف بزنم یاد نامه شهیدآوینی و ابراهیم حاتمی کیا می افتم.دل من نیز چون گلبرگ های گل محمدی می لرزد!
به تعبیر شهید چمران هنگامی که شیپور جنگ نواخته می شود،شناختن مرد از نامرد آسان است!امروز مردها و نامردهای جبهه خودی شناخته شدند!!کسانی که به زعم آیت الله آملی مصداق بارز "دیاثت سیاسی" هستند.
از شما می خواهم در کنار نگاه "جمالی" "نگاه جلالی" را کمی پررنگ کنید!جاذبه خوب است اما باید دافعه هم داشت!این ریزش ها رویش ها در پیش خواهد داشت!این ریزش ها حکم برگ پائیزی دارند که باید بریزند وگرنه جلوی رویش برگ ها در فصل بهار را خواهند گرفت.آقای طاهری!بهار در راه است! اتفاق هایی که در عرصه سیاسی افتاد به زعم حقیر با وجود آسیب های وارده نوعی "خیر کثیر" بود که جانوران سیاسی جریان حوزه انقلاب شناخته شدند.از اختاپوس و کوسه و تمساح ها!از عنکبوت های سیاسی تا کفتار های فرصت جو!و نهایتا کرکس ها!کسانی که یا هوایی اند یا ابی!یا خاکی و چندگانه!!!
آقای طاهری!باید باد پائیزی بر باغ خزان زده اصولگرایی بوزدتا این باغ را سبک کند!از شما می خواهم به عنوان باغبان به حرس این باغ بپردازید و شاخه های زائد را بزنید.بی شک قبل از بهار تاریخی باید به سم پاشی باغ پرداخت تا فصل بهار که فصل انواع باکتری ها و سوسک ها و حشرات سیاسی است شکوفه های باغ مارا "سن" نزند.
آقای طاهری!جلوی "پدرژپتوهای" سیاسی که می خواهند از تهران فضای استان را مدیریت کنند و "پینوکیوهای" خود را با هدف نفوذ در جریان انقلابی در استان فرستادند را بگیرید!
آقای طاهری دوستان دارم! واز شما میخواهم علف های هرز باغ اصولگرایی رابکنید تا جوانه های حزب الله فرصت رویش به دست بیاورند ونهالهای انقلابی به ثمر بنشینند چرا که به تعبیر مقام معظم رهبری آینده از آن حزب اللهی هاست واین سنت تاریخی است که نمی توان آن را نادیده گرفت وسهم حقیر به عنوان یک جاهد-نه روشنفکر که کلمه ومفهوم غربزده است- آسیب شناسی ورسالت شما به عنوان یک پرچمداروعلمدار جریان انقلابی دراستان هدایت وجهت دهی جریان حزب الله به فردای تاریخ وتاریخ فرداست که به حول وقوه الهی به تاریخ شکفتن حق توسط آن موجود موعود محقق گردد.ان شاء ا...