ازسال های بسياردورحقيراشعاروجمله های زيبای روی گل گيرکاميون ها یا شيشه عقب تاکسی هاو... را می نوشت واين عمل واکنشی رادرانسان های اطرافم به وجودمی آورد. بعضی با تعجب وژستی کنجکاوانه ازنگارنده علت اين کاررا می پرسيدند ومنتظرتوضيح بودند وعده ای هم لبخندی ازروی تمسخرمی زدند وفکرمی کردند همه بايدبافکرآنها زندگی کنند !

سالها گذشت تا مجموعه ای از اشعاروجمله های پرمحتوادرزمينه های گوناگون جمع آوری کردم بعددوستی به من فرمودکه کتابی درزمينه ادبيات جاده ای چاپ شده است چرابرای اينکه خيالت راراحت کنی آن کتاب را نمی خری ؟ کمی تأمل کردم وچند مسئله ای مربوط به موضوعی که دوستم بامن صحبت کرده بودذهن مرابه خود مشغول کرد .

نخست اينکه به اين شعرها وجمله ها ادبيات جاده ای يا ماشين نويس ها اطلاق شده خيلی جالب است از جهت ديگرمن توانسته ام مجموعه ای تهيه کنم وآنرابه صورت کتاب چاپ کنم ودراختيارعلاقه مندان قراردهم ، ازسويی به راستی چرا اينقدرادبيات عموماً وادبيات منظوم(شعر)خصوصاً درفرهنگ ما ايرانی ها نهادينه شده وسراين درچه چيز نهفته است وتصميم داشتم قبل از اينکه به تأمل درادبيات جاده ای بپردازم واين مطالب رابه رشته تحريردرآورم مقدمه ای هم دررابطه با اين موضوع بنويسم اماازآن جايی که مقدمه نوشته های من بيشترومفصل ترازخودموضوع می شودواين مسئله انتقادبرخی ازبزرگان رابه همراه داشته ، که انتقادی است پذيرفتنی که چرانگارنده زيادبه حاشيه می رود نوشته فوق هم البته مقدمه است برای ورودبه بحث اصلی !! ازترس تصميم گرفتم آنرابه صورت نوشتاری مستقل با عنوانی ديگردرشماره های بعد انشاءا... به خوانندگان خوب  تقديم کنيم .

برگرديم به اصل بحثمان ، نمی دانم دوستان بزرگواردرضمن رانندگی ياوقتی سوارتاکسی هستندودرشهرحرکت می کنند آيا تابه حال شعرها وجمله های شيشه عقب ماشين جلويی ذهن آنهارامتوجه خودساخته ؟ ويا هنگامی که برای مسافرت ازشهربيرون می آيند برايشان اتفاق نيافتاده که دريک روزبارانی از روی کنجکاوی تصميم به خواندن نوشته روی گل گيرکاميون جلويی را داشته باشيد اما تلنگرپی درپی قطره های باران برشيشه ماشين يا سبقت وسرعت گرفتن کاميون فوق وشايد هم کمی کثيف بودن گل گيروهرعامل ديگر... شماراازخواندن آن بازدارد؟

ازتمسخردوستان درماشين که بگذريم ! به هرحال شما علاقمند به ادبيات جاده ای شده ايد که شايد نقشی جزسرگرم کردنتان نداشته باشد وبه دليل همين نقش راهنمايی ورانندگی رانندگان محترم راازنوشتن برنقاط مختلف ماشين برحذرداشته وبعضاً جريمه هم می کنند . چون اينگونه تحليل می نمايد که اگرچه ادبيات جاده ای بيانگرحديث نفس صاحبان ماشين است اما حواس بسياری ازرانندگان رادرروزهای بارانی و... يادرشب به خودمشغول وخدای ناکرده منجربه تصادف می شود !! که البته اين تصادف هم نوعی ازادبيات محسوب می شود تراژدی !! نمی دانم ذکراين نکته ضروری است يانه که تولد ادبيات جاده ای وربط آن محصول مدرنيته است يعنی اگرجاده های امروزی نبود، به طبع آن وسايل نقليه مدرنی هم وجودنداشت که اين اشعاروجمله هابرآن خودنمايی کنند وادبيات جاده ای راشکل دهند !

اگرچه اين اشعاردرقالب کلاسيک هستندنه شعرهای به اصطلاح مدرن ؟ وخوشبختانه عرصه شعردراين حوزه ازنفوذکسانيکه نمی توانند شعرخوب بگويندولذابرحرف های خودعنوان پست مدرن می گذارنددرامان مانده وخدارابه خاطراين موهبت بايدشکرکرد. بازانگاردارم به جاده خاکی می زنم ...

وقتی به مجموعه ای ازاين اشعاروجمله هاـ ادبيات جاده ای ـ نگاه می کنيم با موضوعات متفاوت ومتنوع درعين حال بسيارزيبا وصفادارمواجه می شويم که ريشه درفرهنگ ايرانی داردوبس مثلاً اشعاری که درمورد امام علی آمده ونشان ازاين امرداردکه علی (ع) صرف نظرازعظمتی که دارندواحترامی که درجهان اسلام برای ايشان قائل هستند درايران شخصيتی اسطوره ای دارند چنانکه علاوه برادبيات جاده ای درعرفان نيزاين جايگاه وجودداردمثلاً ديدگاه مولانادرباب اميرالمؤمنين درمثنوی معنوی مبين اين مدعاست يا اشعاری که درباب امام حسين است نشان دهنده اوج علاقه جامعه ايرانی به امام بزرگواراست که عشق اوراباسرشت ايرانی آميخته اندوالبته همين طورمادروسايرائمه ...

اما موضوعات ديگری هم يافت می شود که می توان آنهارافراترازيک فرهنگ دانست وجنبه جهانی دارداما نگارنده بی اطلاع است ازاين که آيادرکشورهای ديگرنيز ادبيات جاده ای وجوددارديا نه اگرچه اين امررابعيدمی داندچراکه چنانچه اشاره شدادبيات درشرق وبه خصوص درايران اين قدرپيچيده است وهرروزبه شکل جديدی خودرامی نماياندوحضورخودرابه همه اعلام می کند

۱- مناسبات كاري :

 راننده هميشه درسفراست درجاده حركت مي كند وطعم غربت ودوري را مي چشد واي بسا كه خطرهميشه دركمين اوباشد .

گرهمسفرعشق شدي مردسفرباش                           هم منتظرحادثه هم فكرخطرباش

2- برچشم حسودلعنت :

 ممكن است روي گل گيرراست نوشته باشد برچشم خوب رحمت وبرگل گيرسمت چپ : برچشم بد لعنت ويا به گونه اي ديگرمثلاً : چشم حسود كور، يا خودتي .

3-  مادر:

 شعاروجملات بسيارزيبا واحساسي وپرمعني كه شايد يك دليلش به نقش فرهنگي وجايگاه ها درفرهنگ اسلامي وايراني برگردد چنانكه معتقدند بهشت زيرپاي مادران است اين نوع نگاه درادبيات قبرستان نيز خيلي جلوه گري دارد واشعارفراواني دراين زمينه سروده شده است . اگر پدرتاج سراست مادرسلطان قلبهاست . مادرمحتاج دعايم . رفيق بي كلك مادر. دوست بي همتا مادر . تنها آرزويم داشتن مادربود افسوس .

4-  دوستي بزرگان ديني ومذهبي :

چنانكه قبلاً هم اشاره كرديم جامعه ايراني جامعه اسلامي است واسلام يكي از فرهنگ هايي است كه هويت ما را ساخته وايرانيان نسبت به بزرگان دينشان علاقه واحترام خاصي دارند ودين اسلام نيز درتحولات ايران نقش اساسي داشته چنانكه انقلاب اسلامي براساس مذهب شكل گرفت وبه ثمرنشست . ازبين ائمه وبزرگان ديني مي توان از حضرت محمد (ص) ، امام علي (ع) ، وفاطمه زهرا (س) ، رقيه (س) ، وديگربزرگان ياد كرد كه دراين بين حضرت علي (ع) درفرهنگ اسلامي وايراني اسطوره شده است : هركس به كسي نازد ، ماهم به علي نازيم . منمشتعلعشقعليمچكنم ؟ دنيا به علي نازد ، مولا به ابوالفضل . عالم صدف است وفاطمه گوهراو ! يا ابوالفضل – يا بي بي زينب . يا ضامن آهو . سفردرپناه امام هشتم . علي ولي الله . يا قمربني هاشم . يا مهدي . علي اي هماي رحمت !

عشق يعني طاق ابروي حسين / يا رب اگر علي مولا نبود ، هيچ كس لايق زهرا نبود .

5- تسليم :

درحقيقت مالك اصلي خداست . اين امانت بهرروزي نزد ماست .

گشتم نبود ، نگردنيست ! هرلحظه خدارا شكر .

چرا خوبان زود مي ميرند ؟ كاش معشوق زعاشق طلب جان مي كرد    تاكه هربي سروپايي نشود ياركسي .

6-   توصيف خودرو :

شبگرد تنها – ستاره شب – رخش صحرا – عقاب آسمان – تندر – آشيانه باد – طوفان – سالاردهكده – پاشنه طلا .

7-   تعريف عشق :

ممكن است برخي از اين تعريف ها ازشاعران بزرگ وبرخي از خوانندگان طاغوتي كه شعرهايشان ماندگارشده است باشد :

عشق گذشتن از مرزوجوده ! عشق من عاشقم باش . از صداي سخن عشق نديدم خوشتر.

عشق كه گنه نيست چه روز وچه شب ، بوسه مگر چيست فشار دولب !

8-     علاقه به زادگاه :

استانم گلستان !    شهرم جلين !

9-   تعريف زندگي :

زندگي زيباست اي زيبا پسند ! زندگي ام برخلاف آرزوهايم گذشت ! تا شقايق هست زندگي بايد كرد!

10-     دوست :

تاوقتي هستم نداني كه كيستم ، روزي سراغ من آيي كه نيستم . من از بيگانگان هرگز ننالم ، كه با من هرچه كرد آن آشنا كرد . دشمن دانا بلندت مي كند ، مي زندت برزمين نادان دوست . رفيق بي وفا را كمتر از دشمن نمي دانم ، سرم قربان آن دشمن كه بويي از وفا دارد .

11-     دنيا :

چون مي گذرد غمي نيست ! دنيا غروب آرزوهاست ! سرفتنه دارد دگرروزگار ! به آنچه دل نداره دل نبند !

12-   رندانه ها :

حيف است كه ارباب وفا را نشناسي ! فرزند هنرباش نه فرزند پدر، فرزند هنرزنده كند نام پدر!

13- محبت وطلب آن :

از محبت سركه ها مل مي شود ، از محبت خارها گل مي شود ! محبت كه گناه نيست ! به اوبگوييد دوستش دارم ! امشبي را ه درآنيم غنيمت شمريم ، شايد اي دل نرسيديم به فرداي دگر !

دراين جا لازم مي دانم نكته اي را به خوانندگان عزيزيادآورشوم واين كه اگر توضيح درباب موضوعات فوق به اين دليل خودداري شده ، كه موجب خستگي خواننده گرامی نشود وبه حاشيه نرويم وبه تطويل كلام بپردازيم وتنها از موضوع اصلي دورنشويم واميدواريم نوشتارحاضردردوستان اين انگيزه را ايجاد كند كه به مطالعه دراين باب بپردازند وتحقيقات بيشتري دراين زمينه بنمايند والبته حاصل كارخودرا هم براي ما ارسال كنند تا دوستان ديگر نيز از حاصل كار آنان استفاده كنند .

سبك وشيوه بيان درادبيات جاده اي :

سادگي ، گيرايي ، آزاد انديش وگستردگي پيام ، استواري ، ايجاز ، موسيقي ، همچنين زبان مردمي (عاميانه) را مي توان از ويژگيهاي اين ادبيات جاده اي برشمرد . برخي از اين اشعاروجمله ها چنانكه قبلاً گفتيم برگرفته از ترانه هاي مشهوريا فيلم ها وسريال هايي است كه بين مردم جايي پيدا كردند چنانكه با پايان يافتن فيلم مي بينيم كه بربعضي ماشين ها ثبت خواهد شد :

به توچه بلا ؟ توعزيردلمي ! به اوبگوييد دوستش دارم ! التماس نكن ! غريب آشنا ! شقايق واي شقايق ! نرگس تمام شد ! معرفت درگراني است به هركس ندهندش ، پرطاووس قشنگ است به كركس ندهندش !

خالي از لطف نيست كه اشاره اي هم به مناظرماشين ها همينطورآن قسم از نوشته هايي كه به زبان آذري هستند نيز بشود ، نگارنده متأسفانه به هيچ وجه از زبان آذري چيزي نمي داند اما مطالبي را كه نقل مي كند برگرفته شده ازكتاب ادبيات جاده اي اثرجواد جليلي است كه درنوشتن اين مقاله بسياربه حقيركمك نموده والبته دوستان را به خواندن آن توصيه مي نماييم :

زبان آذري شيرين ومعصومي است كه اززبان هاي غني كشورمان نيز محسوب مي شود وبسياري از هم ميهنان خوب آذري زبان ما نيز كه مهاجرت كردند از وطن (ادامه دارد!)